تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
كرده‌اند . « 1 » زيد بن ثابت مىگويد : پيامبر به من دعايى آموخت كه هر صبحدم بخوانم ، در اين دعا آمده است : اللهم ما قلت من قول او نذرت من نذر او حلفت من حلف فمشيتك بين يديه ما شائت كان و ما لم تشاء لم يكن . . . « 2 » « خدايا هرچه گفتم و هرچه نذر كردم و هرچه بر آن سوگند ياد نمودم ، خواست تو در برابر آن است ، هرچه تو بخواهى بشود و آنچه تو نخواهى نشود . » عمر بن خطاب مىگويد : در جاهليت نذرى كرده بودم . از پيامبر لازم بودن اداى آن را پرسيدم . وى دستور داد آن را ادا كنم . « 3 » ظاهرا اين نذر ، يك روز اعتكاف بوده است . بخارى و احمد آورده‌اند كه عمر از پيامبر پرسيد : من در جاهليت نذر كرده‌ام كه شبى را در مسجد اعتكاف كنم ، پيامبر فرمود : نذرت را ادا كن . ( فاوف ( وف ) بنذرك ) . « 4 » ابن عباس مىگويد : كسى نذر كرده بود كه شترى را در منطقه‌اى ذبح كند . پيامبر به او فرمود : چيزى از آيين جاهليت در نذر خود داخل كرده‌اى ؟ آيا در آن‌جا بتى هست ؟ نذركننده پاسخ داد : خير . پيامبر فرمودند : نذرت را ادا كن . ( اوف بنذرك ) . « 5 » همچنين كسى از پدرش نقل مىكند از پيامبر پرسيدم نذر كرده‌ام كه سه نفر از شترانم را قربانى كنم . پيامبر فرمود : اگر بر آيينى از آداب جاهليت و يا عيدى از اعياد
هامش
( 1 ) - صحيحج بخارى ، ج 2 ، ص 220 ؛ سنن ابن ماجة ، ج 1 ، ص 689 ؛ سنن ابى داوود سجستانى ، ج 2 ، ص 106 مسند احمد ، ج 1 ، ص 37 و ج 2 ، ص 20 و . . . ( 2 ) - مسند احمد ، ج 5 ، ص 191 . ( 3 ) - سنن ابن ماجة ، ج 1 ، ص 687 ؛ سنن دارمى ، ج 2 ، ص 183 . ( 4 ) - صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 255 ؛ مسند احمد ، ج 1 ، ص 37 . ( 5 ) - سنن ابن ماجة ، ج 1 ، ص 687 .