آمده است كه پس از ارتحال رسول خدا ، على نزد جسد او آمد و كفن را از روى چهرهى مباركشان برداشت و ضمن توصيفى زيبا از زحمتهاى گذشته پيامبر ، گفت :
بابى انت و امى اذكرنا عند ربك و اجعلنا من همك . « 1 »
« پدر و مادرم فدايت باد ! ما را نزد پروردگارت ياد نما و از جمله مقاصد خود شمار ، ( از ياد نبر ) . »
ابن عساكر و ابن جوزى از محمد بن حرب هلالى آوردهاند كه باديهنشينى پس از درگذشت پيامبر آمد و خود را بر قبر وى انداخت و خاك قبر را بر سرش مىريخت و گفت : اى رسول خدا ! گفتى و گوش كردم كه از خداى سبحان و از آنچه نازل شده اين است كه
وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ . .
. « 2 » ؛ اكنون من به خود ستم كردم و آمدهام تا برايم درخواست آمرزش كنى ؛ وى رفت .
هلالى مىگويد : من به خواب رفتم . پيامبر خدا به خوابم آمد و فرمود : آن مرد را پيدا كن و به او بگو : خدا به جهت شفاعت من ، او را بخشيد . الحق الرجل و بشّره بانّ اللّه غفر له بشفاعتى . من بيدار شدم ولى هرچه تلاش كردم ، آن شخص را نيافتم . « 3 »
هامش
( 1 ) - تمهيد ابن عبد البر ، ج 2 ، ص 162 .
( 2 ) - نساء ، 64 .
( 3 ) - وفاء الوفاء سمهودى ، ج 4 ، ص 1361 .