ضميمه دوم : مَثلها « 1 »
. . . مَثَلُ الْقائِمِ فِى حُدُودِ اللَّهِ وَ الْواقِعِ فيها كَمِثْلِ قَوْمٍ إِسْتَهمُّوا عَلى سَفينَةٍ فَاصابَ بَعْضُهُمْ أعْلاها وَ بَعْضُهُمْ اسْفَلَها ؛ فَكانَ الَّذينَ فى أَسْفَلِها إِذَا اسْتَقُوا مِنَ الْماءِ مَرُّوا عَلى مَنْ فَوْقَهُمْ فَقالُوا : لَوْ أَنّا خَرَقْنا فى نَصينا خَرَقاً وَ لَمْ نوذِ مَنْ فَوقَنا فَإِنْ هُمْ تَرَكُوهُم وَ ما أَرادوا هَلَكُواْ جَميعاً ، وَ إِنْ أَخَذوا عَلى أَيْديهِمْ نَجَوا جَميعاً . « 2 »
مَثَل كسى كه در مرز مقررات الهى مىايستد و كسى كه به درون آن مىافتد ، مَثَل گروهى است كه در يك كشتى دو طبقه قرار دارند و به حكم قرعه برخى بالا رفتهاند و برخى پايين هستند . حال پايينىها مىگويند اگر ما در محل خود براى گرفتن آب سوراخى ايجاد كنيم ديگر بالايىها را آزار نمىرسانيم ، اگر بالايىها آنها را رها كنند ، همه اهل كشتى نابود مىشوند و اگر دستشان را بگيرند همه نجات مىيابند . ( نيكان بايد مواظب اعمال بدان باشند كه بدى آنها در همه سرايت خواهد كرد ) .
هامش
( 1 ) - مَثَل تأثير اعجاب انگيزى در القاء مطلب به مخاطب دارد ، بهطورىكه حالت انفعال را از وى سلب كرده و منقاد پيام آن مىنمايد و البته ماندهگارى آن را نيز در ذهن بيشتر مىباشد . در قرآن كريم و نيز روايات معصومين عليهم السلام از تمثيل بهره بسيار برده شدهاست . هرچند در لابلاى روايات اين مجموعه ، مَثَلهاى زيادى ديده مىشود اما در اين بخش و به صورت مستقل ، پانزده مثل مطرح مىشود .
( 2 ) - / ر . ك سنن الكبرى بيهقى ، 10 ، 288 .