از خدا خواستم كه حسابرسى امتم را به من واگذارد تا نزد ساير امتها رسوا نشوند ، خداوند به من وحى فرستاد كه : اى محمد ، من خود آنان را محاسبه كنم و اگر لغزشى داشته باشند آن را حتى از تو مىپوشانم تا امتت حتى نزد تو رسوا نگردند .
1716 « سَئَلْتُ جِبْريلَ : هَلْ تَرى رَبَّكَ ؟ قالَ : إِنَّ بَيْني وَبَيْنَهُ سَبْعينَ حِجاباً مِنْ نُورٍ لَوْ رَأَيْتُ أَدْناها لَاحْتَرَقْتُ » « 1 »
از جبرئيل پرسيدم آيا پروردگارت را ديدهاى ؟ گفت بين من و او هفتاد حجاب از نور وجود دارد ، اگر پائينترين درجهاش را بنگرم مىسوزم .
1717 « سَاحَدِّثُكُمْ بِامُورِ النّاسِ وَأخْلاقِهِمْ أَلرَّجُلُ يَكُونُ سَريعَ الْغَضَبِ سَريعَ الْفَيْءِ فَلا لَهُ وَلا عَلَيْهِ كَفافاً ، وَالرَّجُلُ يَكُونُ بَعيدَ الْغَضَبِ سَريعَ الفَيِ فَلا لَهُ وَلا عَليْهِ ، وَالرَّجُلُ يَقْتَضِي الَّذي لَهُ وَيَقْضِي الّذي عَلَيْهِ فَذاكَ لا لَهُ وَلا عَلَيْهِ ، وَالرَّجُلُ يَقْتَضِي الَّذي لَهُ وَيَمْطُلُ النَّاسَ الَّذي عَلَيْهِ فَذاكَ عَلَيْهِ وَلا لَهُ » « 2 »
درمورد كارهاى مردم و اخلاق آنان با شما سخن مىگويم :
انسانى زود خشم گيرد و زود آرام شود ، نه خوب است و نه بد ، سر به سر است .
ديگرى دير خشم گيرد و زود آرام شود ، اين خوب است و بد نيست .
انسانى حق خود را مىطلبد و قرض خويش را هم اداء مىكند ، نه بد است و نه خوب .
ديگرى حق خود را مىطلبد و قرض خود را عقب مىاندازد ، بد است و نه خوب .
1718 « سافِرُوا مَعَ ذَوِي الْجُدُودِ وَذَوِي الْمَيْسَرَةِ » « 3 »
با خوششانسها و كسانى كه امكانات رفاهى دارند مسافرت كنيد .
هامش
( 1 ) - مجمع الزوائد ، 1 ، 79 .
( 2 ) - ( . . . بَعيدَ الْغَضَبِ سَريعَ الفَيِ فَذاك لَهُ . . . ) جامع الصغير ، 2 ، 35 .
( 3 ) - جامع الصغير ، 2 ، 40 .