تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الفصاحة (ترجمه اى روان نمايه اى براى محققان و اسناد روايات) (فارسى) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
فَيَنْزِلُونَ فَيَتَخلَّى أَحَدُهُمْ فَيُصلّى حَتّى يُوقِظَهُمْ لِرَحيلِهِمْ وَالرَّجُلُ يَكُونُ لَهُ الْجارُ يُؤْذيهِ جارُهُ فَيَصْبِرُ عَلى أَذاهُ حَتّى يُفَرِّقَ بَيْنَهُما مَوْتٌ أَوْ ظَعْنٌ وَالَّذينَ يَشْنُؤُهُمُ اللَّهُ التَّاجِرُ الْحلَّافُ وَالْفَقيرُ الُمخْتالُ وَالْبَخيلُ الْمَنَّانُ » « 1 » سه كس را خدا دوستشان دارد و سه كس را دشمن مىشمارد . آن سه كس كه خدا دوستشان دارد عبارتند از : كسى كه با گروهى دشمن روبرو شود و گلوى خود را سپر سازد تا كشته شود و يا ياران خود را به پيروزى رساند ، كسى كه با گروهى به سفر رود و حركتشان طولانى شود و خسته شده بطورى كه دوست داشته باشند به زمين افتند و لذا نزول مىكنند و او از گروه جدا شده و به نماز مىپردازد تا قافله براى حركت آماده شود ، كسى كه همسايه‌اى دارد كه آزارش مىدهد ولى وى بر آزارش صبر مىكند تا اينكه مرگ يا سفر بين آن دو فاصله اندازد ( يكى از آن دو بميرد يا به سفر رود ) اما آنان كه خدا دشمنشان شمارد عبارتند از : بازرگان پر قسم ، فقير متكبر و بخيل منت گذار . 1253 « ثَلاثَةٌ يَدْعُونَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ فَلا يُسْتَجابُ لَهُمْ رَجُلٌ كانَتْ تَحْتَهُ امْرَأَةٌ سَيِّيَةُ الْخُلْقِ فَلَمْ يُطَلِّقْها وَرَجُلٌ كانَ لَهُ عَلى رَجُلٍ مالٌ فَلَمْ يُشْهِدْ عَلَيْهِ وَرَجُلٌ آتى سَفيهاً مالَهُ وَقَدْ قالَ اللَّهُ تَعالى : وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُم » « 2 » سه كس خداى متعال را مىخوانند و خداوند خواسته آنها را به اجابت نمىرساند ، مردى كه زنى بداخلاق دارد و او را طلاق نمىدهد ، كسى كه ثروتى را نزد ديگرى به امانت گذاشته و بر آن شاهد نگرفته است ، كسى كه اموالش را به سفيهى بدهد در حالى كه خدا فرموده : ثروت خود را به سفهاء ندهيد . 1254 « ثَلاثٌ جِدُّهُنَّ جِدٌّ وَهَزْلُهُنَّ جِدٌّ الْنِّكاحُ وَالطَّلاقُ وَالرَّجْعَةُ » « 3 »
هامش
( 1 ) - ر . ك مسند احمد ، 5 ، 151 . ( 2 ) - فيض القدير ، 3 ، 441 . ( 3 ) - سنن ابن ماجه ، 1 ، 658 .