مِنْ عِبادِكَ وَتُقامُ المُعَطَّلةُ مِنْ حُدودِكَ » .
خدايا تو مىدانى آنچه ما انجام داديم نه براى اين بود كه سلطنتى را بدست آوريم ، و نه براى اين بود كه از متاع پست دنيا چيزى كسب كنيم ، بلكه به اين جهت بود كه نشانههاى از بين رفتهء دينت را باز گردانيم ، و در شهرهاى تو اصلاح را آشكار سازيم ، تا بندگان ستمديدهات در ايمنى قرار گيرند و قوانين و مقررات فراموش شده اجرا گردند .
طبعاً حاكمى كه وظيفه اساسى خود را يعنى احياء دين و اقامه سنتهاى الهى و اصلاح معاش مردم به انجام رساند ، برترين خلايق نزد خدا خواهد بود .
« فَاعْلَمْ انَّ افْضَلَ عِبادِاللَّهِ عِنْدَاللَّهِ امامٌ عادِلٌ هُدِىَ و هَدى فَاقامَ سُنَّةً معْلومةً وَاماتَ بِدْعَةً مجْهولةً » « 1 »
بدان برترين بندگان نزد خداوند ، پيشواى عادلى است كه خود هدايت يافته و ديگران را هدايت مىكند . سنّتى معين را اقامه و بدعتى مجهول را از بين مىبرد .
كمااينكه حاكمى كه وظايف خود را انجام ندهد و در جهت نابودى دين مردم حركت كند ، و يا با احكام ظالمانه و با نصب زمامداران ناشايست دنياى مردم را تيره و تار نمايد ، بدترين خلايق خداوند خواهد بود .
« وَ انَّ شَرَّ النّاسِ عِنداللَّه امامٌ جائرٌ ضَلَّ وَ ضُلَّ بهِ ، فاماتَ سُنَّةً مأخوذةً وَاحيا بِدْعَةً مَتْرُوكةً » « 2 »
بدترين خلايق نزد خداى متعال ، پيشواى ستمگرى است كه خود گمراه بوده و خلايق را به گمراهى مىكشاند ، سنّتهاى مقبول را از بين مىبرد و بدعتهاى متروك را زنده مىنمايد .
در پى بيان محور وظايف حاكم ، اكنون به بيان جزئيات اين وظايف مىپردازيم .
* * *
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، خطبه 164 .
( 2 ) - نهجالبلاغه ، خطبه 164 .