تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩

پذيرش خلافت

دقتى گذرا در زندگى سه خليفه ما را به اين نكته مىرساند كه اختلاف سلايق و نظريات خلفا زمينه‌هاى مختلف و بلكه متضادى را در مردم ايجاد كرده بود . دو سال و سه ماه حكومت ابوبكر هرچند با موفقيّت‌هايى در مرزهاى بلاد اسلامى چون فتح شام و گسيل نيرو براى شامات همراه بود ، ولى مديريّت او توأم با خطا و اشتباهات بسيارى بود ، اين اشتباهات چه در بيان فتوا و چه در شيوه اجرا بارها او را مجبور مىساخت كه بگويد : اقيلُونى ، اقيلونى ، اقيلونى ، لَستُ بخيركم وعلىٌّ فيكم . « 1 » رهايم كنيد ( سه بار ) تا على بين شما است من از شما برتر نيستم . و گاه مىگفت : إنّ لى شيطاناً يعترينى ، فَاذا مِلْتُ فَقُومُونى ، فَاذا غَضَبتُ فاجتَنبونى . « 2 » شيطانى دارم كه وسوسه‌ام مىكند . اگر كج شدم ، راستم كنيد ، و اگر خشم گرفتم دورى جوئيد . عمر در مدت حكومت ده سال و شش ماهه‌اش چون ابوبكر به تجملات عنايتى نداشت و هرچند از ثروتمندان مدينه بود ، ولى ظواهر دنيوى را ناپسند مىشمرد . در حالات وى آمده‌است كه وى ابوموسى اشعرى والى بصره را به خاطر داشتن
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار ، ج 10 ، ص 27 . ( 2 ) - بحارالانوار ، ج 93 ، ص 45 .