ابوطلحه گفت : فرمان عمر اين است كه هركس اختلاف اندازد او را به قتل رسانم .
عبدالرحمن بار ديگر به امام عليه السلام توجه كرد و گفت : بيعت كن و الّا راه تو غيرطريق مؤمنين است و فرمان عمر را در مورد تو اجرا خواهيم كرد . « 1 »
امام عليه السلام با بيان مطالبى كه حكايت ازاتمام حجت وى مىنمايد ، صبر را بر خلافت ترجيح دادند ، مرحوم رضى اين قسمت را ذيل خطبه 74 آوردهاست .
« لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَ نِّي أَحَقُّ النَّاسِ بِهَا مِنْ غَيْرِي ؛ وَوَاللَّهِ لَأُسْلِمَنَّ مَا سَلِمَتْ أُمُورُ الْمُسْلِمِينَ ؛ وَلَمْ يَكُنْ فِيهَا جَوْرٌ إِلَّا عَلَيَّ خَاصَّةً ، الِتمَاساً لِأَجْرِ ذلِكَ وَفَضْلِهِ ، وَزُهْداً فِيَما تَنَافَسْتُمُوهُ مِنْ زُخْرُفِهِ وَزِبْرِجِهِ » .
شما مىدانيد كه من براى خلافت از هركس ديگر شايستهتر هستم و به خدا قسم تا وقتى كه امور مسلمين روبهراه باشد و فتنهاى ايجاد نشود ، و ستمى به كسى ديگر وارد نشده و تنها ستم منحصر به من شود ، خلافت را رها خواهم ساخت . تا مزد و پاداش صبر از آن من شود و از مال دنيا و زر و زيورهايى كه شما به آن شوق مىورزيد ، پارسايى ورزيده باشم .
* * *
هامش
( 1 ) - شرح حديدى ، ج 6 ، ص 167 .