تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
دلخراش كودكان بيرون آمده‌ايم و به رحمت تو و فضل و نعمتت اميدواريم ، بارخدايا بارانت را برما ببار و ما را مأيوس برنگردان و با قحطى ما را هلاك نساز و به گناهان بىخردان‌مان ، ما را مؤاخذه نفرما . . . در حكمت 472 نيز آمده‌است : « اللَّهُمَّ اسْقِناذُلُلَ السَّحابِ دُونَ صِعابِها » . خدايا به‌وسيله ابرهاى رام به ما ، باران عنايت كن نه به‌وسيله ابرهاى سركش . چه اينكه ابر رام چون شتر رام در اختيار صاحبش است ، با آن بار مىبرد ، شيرش را مىدوشد و . . . ولى شتر سركش نه بارى به مقصد مىرساند و نه سوارش را سالم به منزل . حاكم اسلامى نيز وظيفه دارد آنگاه كه خشكى و قحطى برمردم فشار مىآورد و حيوانات بىآب و علف مىمانند ، مراسم دعا و نماز استسقاء را برگزار نمايد . زيرا او كه در منصب امامت جامعه نشسته‌است ، در اوج علم و تقوا زندگى مىكند و بايد به خدا نسبت به همه خلايق نزديك‌تر باشد . قال الصادق عليه السلام : « مَنْ دَعَى النَّاسَ الى نَفْسِهِ وَفيهِمْ مَنْ هُوَ اعْلَمُ مِنْهُ فَهُوَ مُبْتَدَعٌ ضالٌ » . « 1 » آنكه مردم را به سوى خود خواند در حالى كه عالم‌تر از او بين مردم باشد بدعت‌گزارى گمراه است . سزاوار است او با خلايق تحت فرمانش پابرهنه سر به بيابان نهد و به درگاه خداوند استغاثه نمايند و استسقاء كنند .
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار ، ج 2 ، ص 308 ؛ نيز در صفحه 110 آمده‌است : « فَمَنْ دَعَى النَّاسَ الى نَفْسِهِ وَفيهمْ مَنْ هُوَ اعْلَمُ مِنْهُ لَمْ يَنْظُرِاللَّهُ الَيْه يَوْمَ الْقيمَة » . « آنكه مردم را به سوى خود خواند در حالى كه عالم‌تر از او در بين مردم باشد ، خداوند روز قيامت به وى توجه ندارد » .