أَلَّا تُؤَاخِذَنَا بِأَعْمَالِنَا ، وَلَا تَأْخُذَنَا بِذُنُوبِنَا .
وَانْشُرْ عَلَيْنَا رَحْمَتَكَ بِالسَّحَابِ الْمُنْبَعِقِ ، وَالرَّبِيعِ الْمُغْدِقِ ، وَالنَّبَاتِ الْمُونِقِ ، سَحّاً وَابِلًا ، تُحْيِي بِهِ مَا قَدْ مَاتَ ، وَتَرُدُّ بِهِ مَا قَدْ فَاتَ » .
خدايا كوههايمان از بىآبى از هم شكافته و زمينمان به صورت غبار درآمده ، چهارپايانمان بسيار تشنه و در خوابگاهايشان متحيّرند ، چون ناله مادران در مصيبت فرزندان صدايشان بلند است و از رفت و آمد بىحاصلشان بهسوى چراگاهها و آبخورگاهها خسته شدهاند ، خدايا به ناله گوسفندان و آه سوزناك شتران رحم نما . خدايا به سرگردانى آنها در راهها و نالههايشان در خوابگاهها ترحم نما .
الهى آنگاه كه بيرون آمديم خشكسالى پى در پى برما هجوم آورده و ابرهاى سياه به ظاهر پرباران از ما پشت كرده ، تو اميد هربيچاره و حلكننده مشكلات هر طلب كنندهاى هستى .
در اين هنگام كه يأس و نااميدى بر مردم چيره شده و ابرها از باريدن باز داشته شده و حيوانات بيابانى رو به هلاكت گذاردهاند تو را مىخوانيم و مىخواهيم ما را به اعمالمان مؤاخذه ننمايى و به گناهمان مگيرى .
رحمتت را بهوسيله ابرهاى پرباران و بهاران پرگياه و گياهان سرسبز و پرطراوت برما ارزانى دار ، باران دانه درشت خود را برما ببار تا زمينهاى مرده زنده شوند و آنچه از دست رفته بازگردد .
حضرت در ادامه خطبه 143 كه بخشى از آن گذشت ، چنين به درگاه خدا استغاثه مىفرمايند :
« اللَّهُمَّ إِنَّا خَرَجْنَا إِلَيْكَ مِنْ تَحْتِ الْأَسْتَارِ وَالْأَكْنَانِ ، وَبَعْدَ عَجِيجِ الْبَهَائِمِ وَالْوِلْدَانِ ، رَاغِبِينَ فِي رَحْمَتِكَ ، وَرَاجِينَ فَضْلَ نِعْمَتِكَ ، وَخَائِفِينَ مِنْ عَذَابِكَ وَنِقْمَتِكَ . اللَّهُمَّ فَاسْقِنَا غَيْثَكَ وَلَا تَجْعَلْنَا مِنَ الْقَانِطِينَ ، وَلَا تُهْلِكْنَا بِالسِّنِينَ ، « وَلَا تُؤَاخِذْنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا » .
خدايا ما از پشت پردهها و زير پوششها ( خانهها ) پس از شنيدن ناله حيوانات و صداى
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 320
مساهمون: على غضنفرى
ص٣٢٠