آخِرَتِكُمْ . وَمَا أَخْسَرَ الْمَشَقَّةَ وَرَاءَهَا الْعِقَابُ ، وَأَرْبَحَ الدَّعَةَ مَعَهَا الْأَمَانُ مِنَ النَّارِ » . « 1 »
به خدا قسم زمامداران شما از اين عملتان بهرهاى نمىبرند و شما در دنيا زحمتى برخود هموار مىنماييد و در آخرت به بدبختى گرفتار مىآييد . چه زيانبار است مشقّتى كه در آخرت عذاب خدا را به همراه داشته باشد و چه پرسود است آرامشى كه امان از آتش با آن همراه باشد .
هنگام بازگشت حضرت از صفين نيز وقتى به قبيله شبامين رسيد ، « حرب بن شرحبيل » پياده در كنار امام به راه افتاد ، حضرت به وى فرمودند پياده به راه افتادن كسى چون تو كه بزرگ قبيلهات هستى در ركاب شخصى چون من كه امير تو هستم ، باعث فتنه و غرور امير و ذلّت و خوارى مؤمن است .
متن جملات حضرت را قبلًا در بحث « پرهيز از كبر و نخوت » ديديم .
بدتر و بسى زشتتر از مدح حاكم به وسيله چاپلوسان ، اين است كه وى مداحانش را گرداگرد خود جمع كند ، و مناصب را بين آنان تقسيم نمايد و آنان هر لحظه بر چاپلوسى خود بيفزايند و حاكم هرآن به آنان ترفيع مقام دهد . حضرت در عهدنامهاش به مالك بعد از اينكه وى را توصيه مىكند كه وزراء خود را از خوبان مردم و نه آنان كه در گذشته فسادى مرتكب شدهاند ، برگزين ، مىفرمايند :
« ثُمَّ لْيَكُنْ آثَرُهُمْ عِنْدَكَ أَقْوَلَهُمْ بِمُرِّ الْحَقِّ لَكَ ، وَأَقَلَّهُمْ مُسَاعَدَةً فِيَما يَكُونَ مِنْكَ مِمَّا كَرِهَ اللَّهُ لِأَوْلِيَائِهِ ، وَاقِعاً ذلِكَ مِنْ هَوَاكَ حَيْثُ وَقَعَ .
وَالْصَقْ بِأَهْلِ الْوَرَعِ وَالصِّدْقِ ؛ ثُمَّ رُضْهُمْ عَلَى أَلَّا يُطْرُوكَ وَلَا يَبْجَحُوكَ بِبَاطِلٍ لَمْ تَفْعَلْهُ ، فَإِنَّ كَثْرَةَ الْإِطْرَاءِ تُحْدِثُ الزَّهْوَ ، وَتُدْنِي مِنَ الْعِزَّةِ » .
از ميان وزراء انتخاب شده ، افرادى كه در بيان حقيقت تلخ ، از همه صريحتر و در مساعدت و همراهى تو در آنچه كه خداوند براى زمامداران دوست نمىدارد ، كندتر است ،
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، حكمت 37 .