اين عهدنامه مملو از دستورات حضرت به اظهار لطف و مودّت حاكم نسبت به طبقات مختلف جامعه اعم از كشورى و لشكرى و عموم ملّت است . ما به جهت اختصار به همين جمله بسنده كرده و محققين را به توجه افزونتر به اين عهدنامه ارجاع مىدهيم . « 1 »
در دستورالعمل حضرت به « عبداللَّه بن عباس » كه بهعنوان استاندار بصره منصوب شدند نيز چنين آمدهاست .
« سَعِ النَّاسَ بِوَجْهِكَ وَمَجْلِسِكَ وَحُكْمِكَ ، وَإِيَّاكَ وَالْغَضَبَ فَإِنَّهُ طَيْرَةٌ مِنَ الشَّيْطَانِ .
وَاعْلَمْ أَنَّ مَا قَرَّبَكَ مِنَ اللَّهِ يُبَاعِدُكَ مِنَ النَّارِ ، وَمَا بَاعَدَكَ مِنَ اللَّهِ يُقَرِّبُكَ مِنَ النَّارِ » . « 2 »
با چهرهاى باز در مجلس خود و در محكمه قضاوت با مردم روبهرو شو ، و از خشم و غضب به دور باش كه انگيزهاى است شيطانى ؛ بدان هرآنچه كه تو را به خدا نزديك مىنمايد از آتش دور مىسازد و آنچه تو را از خدا دور مىكند به آتش نزديك مىگرداند .
حضرت در پى شنيدن بدرفتارى « عبداللَّه بن عباس » فرماندار بصره نسبت به قبيله « بنىتميم » و ضمن توجه دادن ايشان به دلاوريهاى بنىتميم در گذشته و قرابت آنها با بنىهاشم مىفرمايند :
« نَحْنُ مَأْجُورُونَ عَلَى صِلَتِهَا ، وَمَأْزُورُونَ عَلَى قَطِيعَتِهَا . فَارْبَعْ أَبَا الْعَبَّاسِ ، رَحِمَكَاللَّهُ ، فِيَما جَرَى عَلَى لِسَانِكَ وَيَدِكَ مِنْ خَيْرٍ وَشَرٍّ ! فَإِنَّا شَرِيكَانِ فِي ذلِكَ ، وَكُنْ عِنْدَ صَالِحِ ظَنِّي بِكَ ، وَلَا يَفِيلَنَّ رَأَيِي فِيكَ ، وَالسَّلَامُ » . « 3 »
ما نزد خداوند بهوسيله صلهرحم و پيوند با آنان مأجوريم و با قطع آن گناهكار مىگرديم و مورد مؤاخذه واقع مىشويم ، پس اى فرزند عباس خداوند تو را ببخشد با آنان در خوبى و بدى
هامش
( 1 ) - در پايان اين كتاب سر فصلهاى نامه حضرت آورده شدهاست .
( 2 ) - نهجالبلاغه ، نامه 76 .
( 3 ) - نهجالبلاغه ، نامه 18 .