اينكه خطا نكنم ، من خويشتن را ما فوق اينكه اشتباه كنم نمىدانم و از اشتباه در اعمالم ايمن نيستم ، مگر اينكه خداوند مرا حفظ كند ، من و شما همه بندگان خداوندى هستيم كه جز او خدايى نيست .
بديهى است جملات فوق خللى به عصمت حضرت نمىرساند چرا كه عصمت صرفاً توانى تكوينى براى پرهيز از معصيت نيست ، بلكه عصمت مقامى است كه عبد با عقل و ادراك خود و در پى پرهيز از گناه يافتهاست و در اين مسير خداوند او را يارى مىفرمايد .
به هرحال مشورت حاكم با توده ملت خلاف انتظار نبوده و بلكه حقّ لازم آنان محسوب مىشود .
امام عليه السلام در نامهاش به مالك اشتر مىفرمايد با سهكس مشورت منما .
« وَلَا تُدْخِلَنَّ فِي مَشْورَتِكَ بَخِيلًا يَعْدِلُ بِكَ عَنِ الْفَضْلِ ، وَيَعِدُكَ الْفَقْرَ ، وَلَا جَبَاناً يُضْعِفُكَ عَنِ الْأُمُورِ وَلَا حَرِيصاً يُزَيِّنُ لَكَ الشَّرَهَ بِالْجَوْرِ ، فَإِنَّ الْبُخْلَ وَالْجُبْنَ وَالْحِرْصَ غَرَائِزُ شَتَّى يَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ بِاللَّهِ » .
در مشورت خود بخيل را راه نده كه تو را از احسان منصرف نموده و از فقر مىترساند ، و نيز با ترسو مشورت نكن كه روحيهات را تضعيف مىكند ، همچنين حريص را در شور خود داخل مكن كه آز و طمع را با ستم و جور در تو ترويج مىدهد ، چرا كه بخل و ترس و حرص ، غرائز و تمايلاتى هستند كه جامع آنها گناه بزرگ سوءظنّ به خداست .
طبيعى است كه خروج سه عده از مشورت بعد از فرض لزوم مشورت است ، يعنى مشورت وظيفه مالكاشتر مىباشد ولى سه عده بايد از جمله مشاورين او خارج شوند .
امام عليه السلام در نامهاى به فرماندهان سپاهش در بيان حقوق مردم برحاكم مىفرمايند :
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 254
مساهمون: على غضنفرى
ص٢٥٤