گرفتارىهاى مراجعين خلاصه مىكنند ، در حالى كه مهمترين اثر ارتباط مستقيم و اساسىترين حكمت اصرار حضرت امير عليه السلام به اين عمل ، اطلاع و آگاهى صحيح حاكم از اوضاع جامعهاست .
حاكمى كه از وضع جامعه خود تنها از راه سفراء و واسطهها و نيز نامهها و بولتنها مطلع مىشود ، هرگز نمىتواند از وضعيّت واقعى جامعه آگاه گردد . چرا كه دستهاى پنهان و آشكار در اطراف حاكمان و زورمداران كم نيستند كه بخواهند حاكم تنها آن را بداند كه خود مايلند تا بلكه بتوانند به مقاصد شوم خود نائل گردند .
علاوه اينكه كارهاى اساسى حاكم اگر در ارتباط با مردم است ، بىترديد زمانى تدبيرى سالم و كارآمد مىباشد كه حاكم دقيقاً با خود مردم مرتبط باشد ، و الّا همان كار اساسى كه حاكم به بهانه آن خود را از مردم مخفى كرده و براى آن به اصطلاح خودش ساعتها وقت صرف كرده ، در مرحله اجراء نواقص پى در پى آن آشكار شده و گاه اساساً غيرقابل اجرا مىشود .
2 - مسائل امنيّتى و ترس از كشتهشدن
عامل اساسى احتجاب حاكمان از جامعه ، ترس آنها از اقدامات سوء و توطئههاى مخالفين است ، كثرت مخالفين دستگاههاى حكومتى از سوئى ، و تجهيزات جديد ترور از سوئى ديگر ، آنان را واداشتهاست كه با مردم كمتر روبهرو شوند و آنگاه كه روبهرو شوند با محافظين خبره و مسلح به سلاحهاى پيچيده و مجهّز به دستگاههاى هشدار دهنده و نيز كنترل از راه دور ، چند لحظهاى خود را با فاصلهاى معيّن و گاه با لباسهاى خاص جلو چشمان بينندگان ظاهر سازند .
بىترديد اين عامل نيز براى كسانى كه اعتقاد به حيات اخروى داشته و زودگذر بودن عمر دنيوى را باور كردهاند ، قابل توجيه نبوده و باعث جدايى حاكم از مردم و اختفاء او در پسخانهاى پىدرپى نمىگردد .