تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
رسيدگى به امور آنان بنشين و آنان كه پرسشى دارند پاسخشان گوى و ناآگاهان را آگاهى ده و با دانايان مذاكره نما . نبايد بين تو و ملّت واسطه و سفيرى جز زبانت باشد ، و نبايست حاجب و پرده‌اى جز چهره‌ات باشد ، افرادى كه نيازى داشته و با تو كارى دارند از ملاقات با خود محروم مساز . چرا كه اگر اول بار آنها از در خانه‌ات رانده شوند ، حل مشكل‌شان و رفع گرفتاريشان ، آن را جبران نخواهد كرد و حتى اگر خواسته‌هايشان را برآورده كنى ستوده نخواهى بود . حضرت در عهدنامه‌اش به مالك اشتر نيز مىفرمايد : « وَاجْعلْ لِذَوِي الْحَاجَاتِ مِنْكَ قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِيهِ شَخْصَكَ ، وَتَجْلِسُ لَهُمْ مَجْلِساً عَامّاً فَتَتَواضَعُ فِيهِ للَّهِ الَّذِي خَلَقَكَ ، وَتُقْعِدَ عَنْهُمْ جُنْدَكَ وَأَعْوَانَكَ مِنْ أَحْرَاسِكَ وَشُرَطِكَ ، حَتَّى يُكَلِّمَكَ مُتَكَلِّمُهُمْ غَيْرَ مُتَتَعْتِعٍ ، فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُول‌َاللَّهِ صلى الله عليه و آله يَقُولُ فِي غَيْرِ مَوْطِنٍ : « لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لَايُؤْخَذُ لِلضَّعِيفِ فِيهَا حَقُّهُ مِنَ الْقَوِيِّ غَيْرَ مُتَتَعْتِعٍ » . ثُمَّ احْتَمِلِ الْخُرْقَ مِنْهُمْ وَالْعِيَّ ، وَنَحِّ عَنْهُمُ الضِّيقَ وَالْأَنَفَ يَبْسُطِاللَّهُ عَلَيْكَ بِذلِكَ أَكْنَافَ رَحْمَتِهِ ، ويُوجِبُ لَكَ ثَوابَ طَاعَتِهِ . وَأَعْطِ مَا أَعْطَيْتَ هَنِيئاً ، وَامْنَعْ فِي إِجْمَالٍ وَإِعْذَارٍ » . براى مراجعان خود وقتى مقرر نما كه به نيازهاى آنها شخصاً رسيدگى كنى ، مجلس عمومى ( بارعام ) تشكيل ده و درهاى مجلست را بر هيچ‌كس مبند ، و به‌خاطر خداوند كه آفريننده توست تواضع پيشه كن ، لشكريان و محافظان و پاسدارانت را از اين مجلس دور كن ، تا هركس به صراحت و بدون ترس و لكنت سخنان خود را با تو بگويد ، زيرا من از رسول خدا شنيدم كه بارها فرمودند : « ملتى كه حقّ ضعيفان را از زورمندان به صراحت نگيرد ، هرگز پاك و پاكيزه نمىشود و روى سعادت را نمىبيند » . سپس خشنوت و كندى در سخن را از آنها تحمل كن ، و در مورد آنان هيچ محدوديتى و هيچ نوع سخت‌گيرى روامدار ، خداوند رحمتش را از هرسو برتو مىگستراند و مزد و ثواب طاعتش را برتو لازم و حتمى مىنمايد .
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 236 | على غضنفرى