خداى سبحان گذشتگان را از رحمت خود دور نكرد مگر بهخاطر اينكه آنان امر به معروف و نهى از منكر را ترك گفتند ، پس خداى متعال سفيهان آنها را به جهت گناه و دانايان آنها را به خاطر ترك نهى از منكر از رحمت خود مطرود نمود .
البتّه بىترديد مواعظ او از پايهاى محكم و بنيادى اساسى صادر مىشد او كه در مراتب عالى مقام عصمت ، سير مىكرد به خاطر تأثيرگذارى بيشتر سخنش خطاب به مردم مىفرمود :
« أَيُّهَا النَّاسُ ، إِنِّي ، وَاللَّهِ ، مَا أَحُثُّكُمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَأَسْبِقُكُمْ إِلَيْهَا ، وَلَا أَنْهَاكُمْ عَنْ مَعْصِيَةٍ إِلَّا وَأَتَنَاهَى قَبْلَكُمْ عَنْهَا » .
اى مردم ، به خدا سوگند من شما را به هيچ طاعتى وادار نمىكنم مگر اينكه قبل از شما ، خود بدان عمل مىنمايم و از هيچ معصيتى نهى نمىنمايم مگر اينكه خودم پيش از شما از آن دورى مىجويم .
توصيههاى اخلاقى حضرت در خطبه همام « 1 » آنگاه كه اين عبد صالح خدا از حضرت امير عليه السلام تقاضاى توصيف متقين را مىنمايد و در درخواستش اصرار مىورزد ، دستورالعملى كامل براى همه پرواپيشهگان است .
جمع شدن يكصد و يازده صفت از اوصاف اتقياء ، با بيانى جذاب كه هرسامعى را به پىگيرى آن وامىدارد ، از شاهكارهاى كاملترين اسوهء تقوا در جهان خلقت بعد از وجود مبارك پيامبر صلى الله عليه و آله است .
و در كنار اين خطبه ، خطبه 221 كه در تفسير سوره تكاثر وارد شدهاست ، نمونهاى بسيار زيبا از بيان بىاعتبارى دنياست .
آرى ، قدرى بايد پردههاى غفلت را كنار زد و با چشم دل ، به دنياى قبر و حيات جديد نگريست ، نگاهى كه همهء لذّات دنيوى را يك كاسه كرده و در گودال فنا
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، خطبه 193 .