تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
آشكار است . حضرت در خطبه 140 به مذمت عيبجويى مىپردازد و مىفرمايد : آنها كه از عيب پاكند بايد شكر آن را بجاى آورده و از عيبجويى ديگران بپرهيزند . آن حضرت سپس مىافزايد : آنكه خداوند برعيوبش پرده‌اى افكنده‌است و برگناهانى بزرگتر از خطاء ديگران ، پوششى قرار داده‌است چگونه عيب برادرش را بازگو مىكند و او را به بلايى كه گرفتارش شده سرزنش مىنمايد ؟ چه اينكه نفس عيب‌جويى ، گناهى بس بزرگ است حتى براى كسى كه آن معصيت را انجام نداده باشد . در پايان اين خطبه حضرت فرموده‌است : « يَا عَبْدَاللَّهِ ، لَاتَعْجَلْ فِي عَيْبِ أَحَدٍ بِذَنْبِهِ ، فَلَعَلَّهُ مَغْفُورٌ لَهُ ، وَلَا تَأْمَنْ عَلَى نَفْسِكَ صَغِيرَ مَعْصِيَةٍ ، فَلَعَلَّكَ مُعَذَّبٌ عَلَيْهِ . فَلْيَكْفُفْ مَنْ عَلِمَ مِنْكُمْ عَيْبَ غَيْرِهِ لِمَا يَعْلَمُ مِنْ عَيْبِ نَفْسِهِ ، وَلْيَكُنِ الشُّكْرُ شَاغِلًا لَهُ عَلَى مُعَافَاتِهِ مِمَّا ابْتُلِيَ بِهِ غَيْرُهُ » . اى بنده خدا در عيبجويى از آن‌كس كه گناهى مرتكب شده عجله مكن چرا كه چه‌بسا خطاء او بخشوده شده باشد ، نيز بر گناه كوچكى كه خود مرتكب شده‌اى ايمن مباش كه شايد همان معصيت ، كيفرى را به تو برساند ، پس هركه به عيب خود آگاه است نبايد عيب ديگران را برملا كند و بايد خداى را شاكر باشد كه به عيب ديگران آلوده نشده‌است . حضرت در خطبه 141 حرمت سخن‌چينى را نيز گوشزد مىكند و مىفرمايد : آدم نبايد به گفته‌هاى نامعلوم در مورد برادرش گوش فرا دهد ، چرا كه بين حقّ و باطل بيش از چهارانگشت فاصله نيست . « اما انَّهُ لَيْسَ بَيْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ الَّا ارْبَعُ اصابِعَ » . در بين سخنان حضرت كسى برخاست و عرض كرد منظور از فاصله حقّ و باطل و چهارانگشت چيست ؟ حضرت چهارانگشتش را كنار هم گذاشت و آن را ميان
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 222 | على غضنفرى