تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
آنگاه كه در احوال امت‌هاى پيشين زمانى كه بدحال و يا خوشحال بودند ، انديشه نموديد ، عملى را انتخاب نماييد كه باعث عزّت و ارجمندى آنها شد ، دشمنان را از آنها دور نمود ، و عافيت و آرامش به آنها روى آورد و نعمت و خوشى در اختيار آنها قرار گرفت ، و شخصيتشان باعث پيوند آنها و اجتنابشان از تفرقه گرديد و الفت و مودّت را ايجاد نمود ، و موجب ترغيب و سفارش يكديگر به مهربانى شد . پس از هركارى كه ستون فقرات آنها را درهم شكست و قدرتشان را سست كرد اجتناب ورزيد ، كينه‌ورزىها در دلها و دشمنى در سينه‌ها و پشت كردن به هم و يارى نكردن دستها را از يكديگر كنار نهيد و از آنها دورى گزينيد . رهبر اسلامى خود نيز مىبايست تمام توان معنوى و اجرايى خود را براى ايجاد وحدت به‌كار برد و از هر بهانه‌اى براى بقاء اتّحاد بهره گيرد . حضرت امير عليه السلام آنگاه كه با اصرار حكميّت را پذيرفتند ، در پى اعتراض برخى فرمودند : هم جنگ با دشمن حقّ بود و هم پذيرش آتش‌بس . چرا كه جهاد على عليه السلام با گروهى بود كه شعار اسلام داشتند و به خداى واحد و پيامبرش ايمان آوردند و به طرف قبله نماز مىگذاردند . حضرت بعد از بيان جنگ‌هاى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با كفار و مشركين مىفرمايد : « لكِنَّا انَّما اصْبَحْنا نُقاتِلُ اخوانَنا فِى الْاسْلامِ عَلى ما دَخَلَ فِيهِ مِنَ الزَّيْغِ وَالاعْوِجاجِ والشُبْهَةِ والتَّأويلِ ، فاذا طَمِعْنا فِي خَصْلةٍ يَلُمُ اللَّهُ بِها شَعَثَنا وَنَتَدانى بِها الَى الْبَقِيَّةَ فيما بَيْنَنا ، رَغِبْنا فيها وَامسَكْنا عَمَّا سِواها » . « 1 » ولى اكنون ما با برادران مسلمان خود مىجنگيم ، و اين به‌واسطه تمايلات نابجا ، و كجىها و انحرافات وارد شده برآنهاست ، لذا هرگاه احساس كنيم چيزى باعث جمع شدن پراكندگى ما مىشود و ما به‌وسيلهء آن به هم نزديك مىگرديم و باقىمانده پيوندها را محكم مىسازيم ، به آن
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبه 122 .
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 212 | على غضنفرى