تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
وَأَدَائِهِ ؟ وَاللَّهُ سُبْحَانَهُ يَقُولُ : « مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْءٍ » وَفِيهِ تِبْيَانٌ لِكُلِّ شَيْءٍ ، وَذَكَرَ أَنَّ الْكِتَابَ يُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضاً ، وَأَنَّهُ لَااخْتِلافَ فِيهِ فَقَالَ سُبْحَانَهُ : « وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِاللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً » . وَإِنَّ الْقُرْآنَ ظَاهِرُهُ أَنِيقٌ وَبَاطِنُهُ عَمِيقٌ ، لَاتَفْنَى عَجَائِبُهُ ، وَلَا تَنْقَضِي غَرَائِبُهُ ، وَلَا تُكْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلَّا بِهِ » . گاهى مسأله‌اى از احكام دين از يكى از علماء سؤال مىشود و او رأى خود را مىگويد ، سپس همان مسأله نزد ديگرى مطرح مىشود و او حكم ديگرى مخالف با حكم اول صادر مىنمايد . سپس هردو نزد پيشوايى كه آن دو را قاضى قرار داده جمع مىشوند ، او رأى هردو را تصديق مىكند در صورتى كه خداى آنها يكى است ، پيامبرشان يكى است و كتابشان يكى است . آيا خداوند سبحان آنها را به پراكندگى امر كرده و دستور به اختلاف فتوا داده و آنها اطاعت كرده‌اند ، يا نه بلكه خداوند آنها را از اختلاف نهى كرده ولى آنها عصيان و نافرمانى نموده‌اند ؟ و آيا خداوند دينى ناقص نازل كرده و از آنها خواسته‌است ، تكميلش كنند ؟ و يا آنها شريك خدايند و حقّ دارند نظر خود را بگويند و برخداوند لازم است به همان راضى باشد ؟ و يا آيا خداوند دينى كامل فرستاده ولى رسولش در بيان آن كوتاهى نموده‌است ؟ در حالى كه خداوند مىفرمايد : در قرآن از هيچ چيزى فروگذار نكرده‌ايم و قرآن بيان كنندهء همه چيز است و آيات قرآن برخى بعض ديگر را تصديق مىكنند و اختلافى در آن وجود ندارد ، و خداى مىفرمايد : اگر قرآن از ناحيهء غيرخدا نازل شده بود ، اختلاف بسيارى در آن مىيافتيد . بلى ، قرآن ظاهرى زيبا و شگفت‌آور و باطنى ژرف و بىپايان دارد . نكات شگفت‌آور آن پايانى ندارد و اسرار آن پايان نپذيرد ، و هرگز تاريكىهاى جهل و نادانى به غير آن رفع نشود . ناگفته نماند اشاره اين خطبه به فتاوايى است كه از طريق استحسان و قياس و ظن‌هاى غيرمعتبر و نه از روى دليل و برهان ، مطابق آيات قرآن و سنت و سيره