ميل پيدا مىكنند .
حضرت در پاسخ مالك فرمودند :
اينكه گفتيد : به عدل حكم مىرانيد ، دستور الهى است و من از اين كه كوتاهى كرده باشم نگرانم ، و اين كه گفتيد : حقّ برآنها سنگين آمد و لذا جدا شدند ، خدا مىداند به خاطر ستم من جدا نشدهاند و به عدل پناه نبردهاند ، بلكه به دنيايى پناه بردهاند كه از آن مؤاخذه مىشوند ، و اين كه گفتيد : گشادهگيرم تا همراهم شوند ، خداى متعال به ما وسعت نداده كه بيشتر از حقّ كسى به او بدهيم ، علاوه اينكه خداوند پيامبر را به ياران اندك و صابرش يارى كرد و اگر خدا بخواهد مرا يارى كند براى او حل مشكلات آسان مىباشد ، من رأى تو را اگر در آن رضاى خدا باشد مىپذيرم و البتّه تو را ناصح خود و مورد اطمينان خويش مىدانم . « 1 »
آنگاه كه حضرت ، حقّ را در جهاد با معاويه ديد ، همان راه را به شدّت دنبال كرد و هرگز مصالح دنيوى را به نام مصلحت دينى بر وظيفهاش ترجيح نداد .
آن حضرت در خطبه 54 ، كه به نقل ابن ميثم و ابن ابىالحديد در صفين و قبل از جنگ بيان كردهاند ، مىفرمايند :
« وَقَدْ قَلَّبْتُ هذَا الْأَمْرَ بَطْنَهُ وَظَهْرَهُ حَتَّى مَنَعَنِي النُّوْمَ ، فَمَا وَجَدْتُنِي يَسَعُني إِلَّا قِتَالُهُمْ أَوِ الْجُحُودُ بِمَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ صلى الله عليه و آله ؛ فَكَانَتْ مُعَالَجَةُ الْقِتَالِ أَهْوَنَ عَلَيَّ مِنْ مُعَالَجَةِ الْعِقَابِ وَمَوْتَاتُ الدُّنْيَا أَهْوَنَ عَلَىَّ مِنْ مَوْتَاتِ الْآخِرَةِ » .
من خواب را از چشم خود گرفتم و ظاهر و باطن اين امر ( واقعه صفين ) را زيرورو كردم ، و راهى براى خود نديدم ، مگر جهاد با اينان و يا سكوت و انكار آن چه كه حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله آوردهاست و لذا پذيرفتن جهاد برايم آسانتر بود از پذيرش راه دوم كه عقاب و عذاب الهى را به دنبال دارد ، و از دست دادن دنيا برمن آسانتر است نسبت به از دست دادن آخرت .
هامش
( 1 ) - اقتباس از شرح ابنابىالحديد ، ج 2 ، ص 197 .