صلابت و استوارى
امام عليه السلام هرچند با اكراه حكومت را پذيرفتند ، اما بعد از بيعت مردم با وى ، در انجام وظيفه شرعى خود هرگز كوتاهى نكردند .
وقتى به وى گفتند با طلحه و زبير جنگ نكن و به مخاصمه با آنها برنخيز . امام فرمودند :
« وَاللَّهِ لَاأَكُونُ كالضَّبُعِ ، تَنَامُ عَلى طُولِ اللَّدْمِ ، حَتَّى يَصِلَ إِلَيْهَا طَالِبُهَا ، وَيَخْتِلَهَا رَاصِدُها ، وَلكِنِّي أَضْرِبُ بِالْمُقْبِلِ إِلَى الْحَقِّ الْمُدْبِرَ عَنْهُ ، وَبِالسَّامِعِ المُطِيعِ الْعَاصِيَ الْمُريبَ أَبَداً ، حَتَّى يَأْتِيَ عَلَيَّ يَوْمِي » . « 1 »
به خدا سوگند من چون كفتار نيستم كه بر در لانهاش كمين كرده و آهسته ، آهسته بر زمين زنند ، تا به خواب رود و چون بيدار شود ، در پى صدا بيرون آيد و دستگير صياد شود .
بلكه من تا زندهام به كمك حقّ دوستان ، با آنان كه بر حقّ پشت كردهاند و با دستيارى فرمانبران مطيع ، به آنان كه نافرمانى كرده و در حقّ ترديد دارند ، خواهم زد . و اين رويه را تا آخرين لحظات عمرم ادامه خواهم داد .
حضرت در خطبه دهم نيز صلابت و استوارى خود را چنين به نمايش درآورده است :
« وَايْمُ اللَّهِ لَافْرِطَنَّ لَهُمْ حَوْضَاً انَا ماتِحُهُ لا يُصْدِرُونَ عَنْهُ وَلا يَعُودُونَ الَيْهِ » .
به خدا سوگند براى آنها گردابى فراهم كنم كه تنها خودم آبكش آن باشم . وارد شدهگان در
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، خطبه 6 .