تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
أَنْ أَلْقَى اللَّهَ وَرَسُولَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ظَالِماً لِبَعْضِ الْعِبَادِ ، وَغَاصِباً لِشَيْءٍ مِنَ الْحُطَامِ ، وَكَيْفَ أَظْلِمُ أَحَداً لِنَفْسٍ يُسْرِعُ إِلَى الْبِلَى قُفُولُهَا ، وَيَطُولُ فِي الثَّرَى حُلُولُهَا » . به خدا سوگند اگر شب را برخارهاى سعدان بيدار به سر برم ، و يا در غلها و زنجيرها بسته و كشيده شوم ، برايم دوست‌داشتنىتر است از اينكه خدا و رسولش را در قيامت در حالى ملاقات كنم كه به بعضى از بندگان ستم كرده و چيزى از اموال دنيا را غصب نموده باشم . چگونه به كسى ستم كند براى جسمى كه تار و پودش به سرعت كهنه مىشود و مدتهاى طولانى در خاك مىماند . « عقبة بن علقمه » گويد : بر امام عليه السلام وارد شدم در حالى كه دوغى كه ترشى آن به مشامم مىرسيد در برابر خود گذاشته بود و با نان خشك ميل مىفرمود . گفتم شما چنين غذايى داريد ؟ حضرت فرمود : رسول خدا خشك‌تر از اين نان مىخورد و خشن‌تر از اين لباس مىپوشيد . « سويد بن علقمه » نيز مىگويد : بر حضرت در كوفه وارد شدم ، دوغى ترش كه ترشى آن به مشامم مىرسيد و نانى خشك كه گاه با زانويش آن را مىشكست ميل مىفرمود ، به فضه ، خادمه‌اش گفتم چرا نخاله‌هاى آرد را جمع نمىكنى ؟ فضه گفت : « انَّا نكره ان نؤجر ويأثم ، نحن قد اخذ علينا الا ننخل له دقيقاً ماصحبناه » . خوش نداريم ما اجر ببريم و او آزار ببيند ، او از همان زمانى كه خدمتش را آغاز كرده بوديم ، از ما تعهد گرفته كه هيچ‌وقت براى او آرد الك نكنيم . حضرت كه كلام ما را شنيده بود ، فرمود : چه مىگفتيد ؟ عرض كردم : گفتم اگر اين آرد را الك مىكرديد . . . . حضرت گريه سرداد و فرمود : پدر و مادرم فداى كسى باد كه تا زنده بود سه‌روز