تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥

پرهيز از ستم

خداوند متعال را حقوقى است كه ناديده انگاشتن آنها ستم است . همو حقوقى را براى خلايقش قرار داده و ديگران را از دست يازيدن به آنها منع نموده‌است . نيز حقوقى را براى انسان معيّن فرموده و به او اجازه ناديده گرفتن حقوق خودش را نداده‌است . پس در واقع ظلم يعنى تعدّى به حقوق خداوند ، ديگران و خود . « الا وَانَّ الظّلْمَ ثَلاثَةٌ ، فَظُلْمٌ لا يُغْفَرُ وَظُلْمٌ لا يُتْرَكُ وَظُلْمٌ مَغْفُورٌ لا يُطْلَبُ » . « 1 » هشدار كه ظلم بر سه قسم است ، ستمى كه بخشودنى نيست و ستمى كه بدون مجازات نخواهد ماند و ستمى كه مطالبه نمىشود . آن ظلمى كه بخشودنى نيست ، ستم به خداوند تحت عنوان شرك است و خداوند مىفرمايد : خدا هرگز از شرك به خودش نمىگذرد . فاما الظلم الذى لا يغفر فالشرك بالله قال الله تعالى :
إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ
. « 2 » ستم انسان به خودش در انجام برخى معاصى و گناهان قابل بخشش بوده و طبق شرايط خاص آن در باب توبه ، ظرفيت بخشش آن محفوظ است . ولى ستم انسان به حقوق ديگران به سادگى قابل بخشش نيست . امام على عليه السلام در خطبه 176 فرموده‌اند :
هامش
( 1 ) - نهج‌البلاغه ، خطبه 176 . ( 2 ) - سوره نساء ، آيه 48 .