تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
برترين چيزى كه موجب روشنايى چشم زمامداران مىشود ، برقرارى عدالت در همه جامعه و آشكار شدن علاقه رعايا نسبت به آنان است . آرى اعتماد و اطمينان مردم به حاكمان نتيجه عدالت آنها در رفتارشان با مردم است . اطمينانى كه نوعى امنيّت روانى را در جامعه و براى همه افراد آن مهيّا مىنمايد و باعث وجد و سرور درونى و رفع افسردگىهاى روانى مىشود . ابن ابىالحديد مىگويد : شخصى از مصر براى طرح شكايت خود نزد خليفه دوم عمر بن خطاب آمد و گفت با فرزند عمرو بن عاص مسابقه دادم و من براو برترى يافتم ولى او مرا با تازيانه‌اش مىزد و مىگفت من فرزند شخصيّت بزرگوارى هستم . اين جريان به گوش پدرش رسيد و او از ترس اينكه به تو شكوه كنم ، مرا زندان نمود . خليفه به عمرو نامه نوشت كه در موسم حجّ ، تو و فرزندت به اينجا بياييد ، چون آن دو نزد عمر آمدند وى تازيانه را به مصرى داد و گفت : فرزند امير را همان‌طورى كه تو را زد ، بزن . او مىزد و عمر مىگفت : بزن اميرزاده را ، بزن اميرزاده را . « 1 » * * *
هامش
( 1 ) - شرح حديدى ، ج 11 ، ص 98 .
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 134 | على غضنفرى