اجراى عدالت
عدل محور تمام اوصاف حسنه و كانون تمامى دستورات اسلام و عالىترين و ايدهآلترين آرمان عقل است . خروج از اين صفت و ميل به دو حالت افراط و تفريط در هر چيزى مورد نكوهش عقل و شرع قرار گرفته و رذيله محسوب مىشود .
حاكم جامعه اسلامى نيز بايستى برمحور عدل حركت نمايد و مطابق آن حكم براند .
اولين نتيجه حكومت عادله اين است كه تمام جامعه احساس امنيّت مىكنند و حتّى ظالمينى كه حقّ مظلوم از آنها بازستانده مىشود ، هرچند ممكن است ناراضى جلوه دهند ، ولى همانها نيز چون خود را از غارتگران ديگر در امان مىبينند ، از عدل نگران نخواهند بود و اجراى عدالت را ضامن امنيّت تمام جامعه مىدانند .
حاصل دوم اجراى عدالت و يا به تعبير ديگر نتيجه امنيّت اجتماعى ، مودّت و محبّت مردم نسبت به كارگزاران و زمامداران بوده و اين موجب ايجاد پايگاه وسيع مردمى براى حكومت مىشود .
حكومتى كه برپايه عدل سير كند نه بر جسمها ، بلكه بردلها حكم مىراند و لذا همهء مردم نيز از دل و جان در رفع مشكلات حامى حكومت خواهند شد .
حضرت امير عليه السلام در عهدنامهء خود به « مالك اشتر نخعى » فرمودهاست :
« وَانَّ افْضَلَ قُرَّةِ عَيْنِ الْوُلاةِ اسْتِقامَةُ الْعَدْلِ فِى الْبِلادِ وَظُهُورُ مَوَدَّةِ الرَّعِيَّةِ » . « 1 »
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، نامه 53 .