تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣

اجراى عدالت

عدل محور تمام اوصاف حسنه و كانون تمامى دستورات اسلام و عالىترين و ايده‌آل‌ترين آرمان عقل است . خروج از اين صفت و ميل به دو حالت افراط و تفريط در هر چيزى مورد نكوهش عقل و شرع قرار گرفته و رذيله محسوب مىشود . حاكم جامعه اسلامى نيز بايستى برمحور عدل حركت نمايد و مطابق آن حكم براند . اولين نتيجه حكومت عادله اين است كه تمام جامعه احساس امنيّت مىكنند و حتّى ظالمينى كه حقّ مظلوم از آنها بازستانده مىشود ، هرچند ممكن است ناراضى جلوه دهند ، ولى همانها نيز چون خود را از غارتگران ديگر در امان مىبينند ، از عدل نگران نخواهند بود و اجراى عدالت را ضامن امنيّت تمام جامعه مىدانند . حاصل دوم اجراى عدالت و يا به تعبير ديگر نتيجه امنيّت اجتماعى ، مودّت و محبّت مردم نسبت به كارگزاران و زمامداران بوده و اين موجب ايجاد پايگاه وسيع مردمى براى حكومت مىشود . حكومتى كه برپايه عدل سير كند نه بر جسم‌ها ، بلكه بردلها حكم مىراند و لذا همهء مردم نيز از دل و جان در رفع مشكلات حامى حكومت خواهند شد . حضرت امير عليه السلام در عهدنامهء خود به « مالك اشتر نخعى » فرموده‌است : « وَانَّ افْضَلَ قُرَّةِ عَيْنِ الْوُلاةِ اسْتِقامَةُ الْعَدْلِ فِى الْبِلادِ وَظُهُورُ مَوَدَّةِ الرَّعِيَّةِ » . « 1 »
هامش
( 1 ) - نهج‌البلاغه ، نامه 53 .
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 133 | على غضنفرى