اول به مشهد مشرف و سپس در اواسط صفر به مكه بروند . شب چهارده صفر الخير بود كه با ماشين جديد الابتياع طاهرى همراه ايشان و خواهر طاهرى و زن مرتضوى نام اصفهانى با پدر سيد وارد منزل شدند . پس از صرف شام ، سخن از موضوع شروع شد و بالاخره وكالت به ايشان داديم كه در مدينه منوره در كنار قبر رسول اعظم صلى الله عليه و آله عقد صبيه را با آقازادهشان اجرا كنند : از قرار زير : 1 . پس از عقد صبيه را به منزل خودشان - كه پسرها و دخترهاى متعددى دارند - نبرند ، در جاى ديگرى منزل بگيرند و لو اين كه موقتاً در حياط آقاى محمدى باشند . 2 . مهريه همان مهر السنة فاطمه زهرا - سلام اللَّه عليها - خمسمأة درهم باشد . 3 . تا دو سال حداقل اشتغال به درس داشته باشند ، زير نظر و صلاحديد خودم يا خود آقاى زوج تدريس كنند يا در بعضى از مدارس درس بخوانند و ضمناً در بعضى از مدارس نيز تدريس كنند . به هرحال با چنين وضعى وكالت داده شد و آقاى دستمالچى ، يعنى آن سيد يزدى به سوى مكه معظم روانه شدند . و الامر بيد اللَّه :
ازِمَّةُ الأمُورِ طِرّاً بِيَدِه * وَ الكُلُّ مُستَمِدَّةُ مِن مَدَدِه
و لاحول و لاقوه الا به و ارجو من جنابكم السامى ان تنسانى عند مكان الدعوات .
بچههاى ما با سلام خالصانه همه شماها را ياد آورند و سلام به حضرت آقاى پورمحمدى نيز ارسال داريد و از اين كه سكينه خانم مشغول درس شدهاند ، خوشحال شدم و لعل اللَّه يحفظ بذلك دينها و يوسع فى دنياها و يصلح لها امرها و اولادها و يعطف عليها قلب زوجها و يرزقها رزقاً واسعاً و عيشاً هنيئاً و دينا سالمة و عقبا رابحة ان شاء اللَّه
قربان وجودت من عدم
على مشكينى
ام الزوجه شما به همسايه قول داده كه قدرى قاووت براى آنها بدهد . اگر بلا زحمت ميسور باشد ، مقدارى بياوريد يا بنويسيد از كرمان برايتان تهيه كنند . و ليس بلازم عندى هى من اضعف مراتب الاستحباب . لطفا نامه آقاى پورمحمدى را در پاكتى بگذاريد و مرحمت فرماييد .