( 17 ) نامه به آية اللَّه محمدى رى شهرى ( 15 )
بسمه تعالى
السلام على الاخ الصالح و الرحمة و الرضوان .
اميد آن كه از نعم حياة برخوردار و از الطاف الهى پيوسته حد اعلى از مقادير را حيازه فرماييد . آن باشيد كه غرض از خلقت است و آن راه برويد كه من انعم اللَّه عليهم رفتند . و گاهى هم به ريزهها را توجهى و به دورها قربى و به فقرا احسانى و به ضعفا انعامى بفرماييد . و آن گاه كه مىگويد : سبحانك ما اطيب طعم حبّك و ما اعذب شرب قربك ، قطرهاى از شرب به تشنههاى اطراف كوير لوت احسان فرماييد ، ان شاء اللَّه .
و ديگر ، از الطافتان راجع به زحمات كتاب متشكرم و منتظرم به زودى تهيه و ارسال فرماييد كه در تهران تجليد شود و قبلًا با حسن آقاى كتابچى تماس بگيريد و به وسيله ايشان به صحافى ايران مهر ارسال فرماييد يا به آنجا كه ايشان تعيين كنند . و مقدار دويست جلد در خود قم به جلدهاى شميزى خوب تجليد فرماييد و نام روى جلد را آقاى شريعتى با خط نستعليق خوب مرقوم دارند و ترتيبش را هم خودتان بدهيد و از حقير جز نام خالى روى جلد و داخل نباشد .
و ضمناً به آن آقايان كه نوشته بوديد دو برادر متدين ، فعلًا حواله جوفى را از آقاى احمدى ميانجى تحويل بگيريد و به ايشان بدهيد و نفهمند كه از من است ، بلكه از ناحيه خودتان . براى بعدها ممكن چيزى مستمرى باشد . كاغذ با عجله بود ، خيلى ببخشيد .
قربان شما
18 ع 1
على مشكينى