و اما راجع به آقاى اميدوار شما لطفاً آن يك تومان كه در پيشتان است ، به ايشان مرحمت كنيد ؛ چون در مواقع لزوم انسان احتياج مبرم پيدا مىكند و شما تصديق مىفرماييد كه ايشان اهلاند و من هم گمان دارم كه پول ارسالى آقاى پورمحمدى مهم است . به هر حال ، بنده راجع به اقرارى كه شما تصديق داريد ، در صرف اين وجه ، همانند خودتان زياد وسوسه ندارم و خدا را براى اين مطلب شكر گزارم .
و البته ضمناً گوشزد كنيد كه چيزى كه در عوض مىنويسد ، قربة الى اللَّه بنويسيد كه دوباره ما بدهكار اجرت نشويم .
و ديگر ، راجع به افرادى كه قبلًا وجهى مىداديد ، مرقوم بفرماييد بدهيم . و از اين كه بوفهاى براى خانه آقاى حائرى اهدا شده است ، ما را در بحر الخجاله منغمر فرمودهايد كه نزديك است خفه شويم . جزاكم اللَّه خيراً .
و لطفا الكاشف نهج البلاغه و حاشيه ايروانى اگر باشد ، ارسال فرماييد و از چاپخانه مهر بلا استوار بپرسيد آيا در تابستان معالم را چاپ مىكند يا نه ؛ به قطع اشپون شش ، نظير ازدواج [ در اسلام ] .
و سلام به رفقا و دوستان و سكينه عزيز و نرگس و نوريه دارم . و از پيش آمدها ناراحتم من جهة و خوشوقت من جهة . خداى عاقبت همه را خير فرمايد ، در حال .
آقاى اميدوار نوشته بوديد كه آه در بساط ندارند ، خوش به حال ايشان ، بنده بساطم پر از آه است ، هر قدر بخواهد مجانى است .
قربان شما
على مشكينى
البته عند التوجه الى المعبود و عروج الروح الى المعراج سرى به پايين افكنيد و غريقى در مرداب هوى را بنگريد . ديدنش مساوق ترحم است و ترحم ملازم دعا .
هامش
( 1 ) زيرا پروردگار تو همان كند كه خواهد ( سورهء هود ، آيهء 107 )