( 21 ) نامه به آية اللَّه محمدى رى شهرى ( 19 )
بسمه تعالى
السلام على الفاضل الجليل مولاى المحمدى .
قربان وجودت . اولًا ، سلامت وجود شريف را طالبم و دعا گويم و ملتمس دعايم .
ثانياً ، توقع اين كه در بارهء قصار الجمل اهميت دهيد و مرحمت فرماييد زود استنساخ شود و خودتان هم گاهى رسيدگى نماييد . و لازم نيست در ازدواج در اسلام وقت مصرف كنيد . فقط غلطهاى بارز آن را ما حضر ذهن شريف است ، با خودكار درست كنيد ، بس است . وقتى كه مىخواهيد در اين راه مصرف كنيد ، در بارهء قصار مصرف نماييد ؛ چه آن كه وقت شما بحمداللَّه و النعمة له خيلى پر قيمت است . و من خجلم كه خيلى طمعكارم .
و ديگر ، راجع به وضع خانه صحبتى بوده كه در اطاقهاى مقابل شما باجناقتان موقتاً سكونت كنند ؛ على فرض حصول الغرض . بعداً فكر كردم نكند براى شما اسباب ناراحتى باشد . فعلًا مسأله موقوف به اجازه شما است . اگر مايل نباشيد ، بگوييم سراغ جاى ديگر بروند ؛ چون ما گفتيم شما مقدار زيادى از سال را در خارج قم هستيد ، از اين جهت اين جسارت شد و احتمال است كه اگر خدمت شما هم باشند ، براى اندك مدتى جاى خوب براى خودشان تهيه كنند .
به هر حال ، اين مسأله را واگذار به اجازه جنابعالى كرديم . فما آتيتم نأخذه و ما نهيتم فننتهى .
و ديگر ، سلام خالصانه به سكينه و نرگس و نوريه و ساير دوستان و رفقا برسانيد .
ادام اللَّه عزكم .
قربان شما
على مشكينى