مطلب فوق از روايات زير استفاده مىشود :
1 . روايتى را كه صحيح كابلى از حضرت باقر عليه السلام نقل كرده :
فَمَنْ أَخَذَ أَرْضاً مِنَ الْمُسْلِمِينَ فَعَمَرَهَا فَلْيُؤَدِّ خَرَاجَهَا إِلَى الْإِمَامِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِى وَ لَهُ مَا أَكَلَ مِنْهَا ؛ « 1 »
هر كسى از ميان مسلمانان كه زمينى را احياء و آباد كند بايد خراج آن را به امام اهل بيت ما بپردازد و ما بقى از آن اوست .
2 . در صحيح عمر بن يزيد از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است :
وَ كُلُّ مَا فِى أَيْدِى شِيعَتِنَا مِنَ الْأَرْضِ فَهُمْ فِيهِ مُحَلَّلُونَ حَتَّى يَقُومَ قَائِمُنَا فَيَجْبِيَهُمْ طَسْقَ مَا كَانَ فِى أَيْدِيهِمْ وَ يَتْرُكَ الْأَرْضَ فِى أَيْدِيهِمْ ؛ « 2 »
و آنچه از زمين در اختيار شيعيان ماست ، بر آنها حلال است تا وقتى كه قائم ما قيام نمايد . او ماليات اراضى متصرفى آنها را دريافت داشته زمين را در تحت تصرفشان باقى مىگذارد .
كلمهء « فيجيبهم » با جيم به معناى جمع آورى و با حاء به معناى بخشيدن است و به هر حال دلالت دارد بر اين كه در مقابل تصرف زمينهاى موات بايد مالياتى پرداخت ، كه ممكن است عفو شود و يا گرفته شود .
مرحوم شيخ انصارى در مكاسب پس از نقل روايت فوق فرموده است :
ممكن است اين خبر را بدين معنا حمل كنيم كه زمين بر حسب طبع اولى بايد مورد تعلق ماليات باشد و چون امام مطالبه كند ، واجب است پرداخته شود ، لكن ، امامان را بخشيدهاند ؛ چنان كه در روايت ديگر نيز اشاره به بخشش آن شده است «
و ما كان لنا فهو لشيعتنا
» . « 3 » ما قبلًا بيان كرديم كه اين بخشش در زمان سلطهء جايران و غاصبان حكومت و عدم بسط يد رهبران حقهء الهى است ؛ چه زمان حضور امام باشد و چه زمان غيبت .
هامش
( 1 ) الكافى ، ج 1 ، ص 407 .
( 2 ) همان ، ص 408 .
( 3 ) همان .