سعى و كوشش كنى ، فعاليت كنى و بيل به دست بگيرى ، قلم به دست بگيرى و كار انجام بدهى تا روزى تو را بدهم ، « وَ فِى السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ » ؛ « 1 » و روزى شما و آنچه وعده داده شدهايد در آسمان است ، اما من با شرط روزى مىدهم . شرطش فعاليت شماست .
پس آن فرد و جامعهاى كه خيال مىكند اسلام توكل آورده و سعى و كوشش نمىخواهد ، اشتباه كرده است مىفرمايد : روزى شما در دست شما نيست و بايد من بدهم ، اما شرطش اين است كه توان خودت را مصرف كنى . حقيقت توكل با اين دو جمله است : روزى را كه بىترديد من مىدهم ، و تو بايد بىترديد توان خودت را مصرف كنى . حقيقت توكل بنا بر عرض امروز من مركب شد از دو چيز : مصرف كردن توان ( سعى و كوشش تا آنجا كه انسان بايد انجام وظيفه كند ) اين يك جزء توكل و اتكا و دل گرمى به اللَّه كه بايد او اراده كند تا مشيت و هدف حاصل شود . در هر ملتى چنين مطلبى تحقق يافت ، آن ملت ، ملت متوكل است . آن ملت ، ملت با خداست .
وقتى كه من به تواريخ مراجعه مىكنم ، وقتى روايات و آيات مربوط به توكل را مىبينم و سپس جامعه خودمان را و امر امام امت ، اين ابراهيم زمان و اين تاريخ ساز دنيا را هم مىبينم ، به حمد اللَّه مىبينم كه جامعه ما ، جامعه متوكل است . خدا شكرت كه چنين نعمتى و چنين مقامى به ما عطا فرمودى . از يك طرف بسيج عمومى براى نبرد با دشمن ، هر كس ( جوانها ، مردها و زنها ) در حد توان خودش به كشورش خدمت مىكند و متوجه به طرف جبهه است . از طرف ديگر ، آن آقايى كه با راديو مصاحبه مىكند در جبهه مىگويد : ما براى اللَّه و در راه اسلام و براى اطاعت امر امام به جبهه آمدهايم . اين معناى توكل است . انجام وظيفه مىكند ، توان خودش را مصرف مىكند ، اما در پشت تمام اين پردهها اللَّه را به چشم باطن مىبيند .
بنازم به شما اى ايرانىها اگر كسى برود كشورهاى ديگر حتى كشورهاى اسلامى را ببيند و روحيات آنها را مطالعه كند و سپس برگردد به اين كشور ، مىگويد : بارك اللَّه
هامش
( 1 ) . سورهء ذاريات ، آيهء 22 .