تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
آن‌جا نترسيد و پايدار بود . دشمنى به انسان حمله كرده و اسلحه او همان است كه شما هم از آن اسلحه داريد و ممكن است شما اگر در اين حمله مقابله كنيد ، اقلًا خود را نگه داريد يا پيروز شويد . اين‌جا جاى نترسيدن و حمله كردن و مبارزه كردن است . يا دزدى وارد خانه مىشود ، مىتوانيد داد بزنيد و يا چوبى و اسلحه‌اى برداريد و با دزد مبارزه كنيد و او را يا بكشيد يا بيرون كنيد . يك چنين موردى جاى نترسيدن است . نترسيدن در اين مورد شجاعت است . گاهى در همين موارد انسان ترسو است و از جان مىترسد كه پا به فرار مىگذارد ، خود را ننگين مىكند ، مال و ناموسش را در اختيار ديگران قرار مىدهد . و جايى كه نبايد بترسد ، مىترسد . اين مرحله تفريط صفت شجاعت است . و گاهى هم انسان از مرحله صفت شجاعت بالاتر مىرود ، بدون تصور و تعقل حمله مىكند . جايى كه نبايد برود مىرود ، و خود را به آب و آتش مىزند و يك تنه كارى را انجام مىدهد كه از نظر عقل و شرع صحيح نبوده است . اين جا يك مرحله ديگر از نترسيدن است . اين نترسيدن را به نام تهور مىنامند كه نسخه نوعى از جنون است . پس صفت نترسيدن داراى سه بعد است . نترسيدن بهترين فضيلت است . دوم ، صفت شجاعت است كه پيامبر بزرگ در توصيف و تعريف شجاعت فرمود : أَنَّ اللَّهَ - عَزَّ وَ جَلَّ - يُحِبُّ الشَّجَاعَةَ وَ لَوْ عَلَى قَتْلِ حَيَّة ؛ « 1 » راستى خدا . . . دوست دارد شجاعت را گرچه به كشتن مارى باشد . خدا بنده شجاع را دوست دارد و كسى كه صفت شجاعت داشته باشد ، خدا دوست دارد ؛ گر چه شجاعت به اين باشد كه به مارى و عقربى حمله كند و يك موذى كوچكى را از بين ببرد . اين صفت متوسط است . مرحله افراطش تهور است و مغبوض و غير انسانى است . مرحله پايين و تفريطش نيز مبغوض است . پس يك صفت متوسط داريم كه علما در اين مورد مثال روشنى مىفرمايند : « خير الامور
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 61 ، ص 269 .
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 226 | الشيخ علي المشكيني