غذا و نان و آب و ميوهاند . يك خرده انگور دادند به دست غلام نصرانىشان گفتند ببر و بگذار جلوى آن فرد كه آنجا نشسته است زير درخت . نام اين غلام عداس بود .
عداس گرفت انگور را آورد گذاشت جلوى آن پيغمبر گرامى . حضرت به قيافه اين غلام نگاه كرد فرمود : تو مال كجايى ؟ گفت : مال نينوا گفت :
مِنْ مَدِينَةِ الرَّجُلِ الصَّالِحِ يُونُسَ بْنِ مَتَّى .
آرى ، نينوا شهرى است كه برادرم يونس فرزند متى در آنجا زندگى مىكرد .
عداس خيلى تعجب كرد . در يك محيطى كه نه از تاريخ خبرى است ، نه از انسانيت اثرى است ، نه از كتاب صحبتى است ، نه از علم صحبتى است ، يك انسانى جغرافيا بلد است ، تاريخ بلد است . در آنجا فلان پيغمبر فرزند فلان پيغمبر زندگى مىكرد . عداس گفت : « مَا يُدْرِيكَ مَنْ يُونُسُ بْنُ مَتَّى » ؛ از كجا مىدانى يونس كيست ؟ پيامبر فرمود :
أَنَا رَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ تَعَالَى أَخْبَرَنِى خَبَرَ يُونُسَ بْنِ مَتَّى .
من دلم با مبدأ و حق تماس گرفته و خدايم به من وحى كرده كه آنجا يونس بن مَتَّى زندگى مىكرد . از اين وضع غلام فهميد . اين سخن در « عداس » اثر كرد . آرى ، اگر شما گويندهاى باشى كه روحتان قوى باشد و ايمانتان محكم باشد و ايمان در دل شما شور و عشق داشته باشد ، هر سخنى كه به هر فردى بگويى ، در دل او و سويداى قلب او اثر مىكند . و اين رستم است كه اگر از شست او تير بيرون رود ، بر قلب افراسيابها وارد مىشود . و اين بچههاى كوچك هستند كه هر چه سنگ ريزه بزند ، به كسى اثر نمىكند . مىدانى چرا حرف ما در مردم اثر نمىكند ؟ مىدانيد چرا اين همه مىگوييم تأثير نمىبخشد ؟ نيروى روانى نداريم ، قدرت روانى نداريم ، ايمان مغزيمان كم است ، ايمان فكرى مان كم است . مؤمن باشيد دوستان ، عزيزان . اين قرآن را در دلتان جاى بدهيد و آن دل شماست قرآن . على عليه السلام فرمود : اى شيعيان من ، « فَأَنْزِلُوهُمْ بِأَحْسَنِ مَنَازِلِ الْقُرْآن » ، اين قرآن را در بهترين جاى ، جاى بدهيد و آن دل شماست . قرآن را در ميان دلتان جاى بدهيد و وقتى كه دل شما جاى قرآن شد ، شما حرفتان اثر مىكند .
عداس من مىدانم كه نينوا كجاست و متى كيست . عداس گفت : من فهميدم مطلب را .
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 181
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٨١