تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
پيامبر بزرگ ، بعره و پشكل يك حيوانى در صحرا شاهد است كه شتر عبور كرده است و اثر پاى انسانى روى رمل و برف شاهد است كه انسانى از اين‌جا گذشته است . آيا اين عالم پهناور اين نظم عجيب جهان اين حركت سيارات اين سكون ثوابت اين جهان پر عظمت آيا به من نمىگويد كه من صانعى دارم ؟ من در برابرش خاضعم . تمليخا گفت : دوستان ، خدايى هست و من حركت كردم و رفتم . توحيد را گرفتند و توحيد در روح آنها وارد شد ؛ اما چه ؟ اگر توحيد را مىپذيرفتند و فردا دوباره در يمين و يسار ، دقيانوس مشغول خوردن شراب بود ، توحيد آنها توحيد نبود . توحيد آن است كه در انسان تغيير رويه دهد ، تغيير انديشه دهد ، تغيير اخلاق و عمل دهد ، لباس‌هاى نو و سلطنتى كنده شود . لباس روستايى كهنه در بر اين‌ها وارد شد ، كفش‌هاى اعلا از پا كنده شد و با پاى پياده به راه افتاده ، مسكن‌هاى عالى ماند . در غارها به سكونت نشستند ، بهترين غذاها را ترك كردند و به علف‌هاى بيابانى قناعت كردند . كارشان به جايى رسيد كه خدا به پيامبرش مىفرمايد پيغمبر : « لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَاراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً » ؛ « 1 » اگر بر حال آنان اطلاع مىيافتى ، گريزان روى از آنها برمىتافتى و از [ مشاهده ] آنها آكنده از بيم مىشدى . پيامبر آنان : « فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْنَاهُمْ هُدًى » ؛ « 2 » آنان جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آورده بودند و بر هدايتشان افزوديم . . . . در عرض چند دقيقه طول كشيد : « انهم فتية » . اين‌ها جوانمرد شدند . اين‌ها روح ايمان پيدا كردند . آن كدام كيمياست كه در اين مس بدل‌ها و روان‌ها وارد مىشود و بر مىگرداند ، او را طلا مىكند ؟ مىگويند كيميا هست ؛ گر چه در علم امروز نفى مىكنند ، مىگويند معقول نيست تغيير ماهيت ، مس بر گردد و طلا بشود ؛ اما در قديم معروف
هامش
( 1 ) سورهء كهف ، آيهء 18 . ( 2 ) سورهء كهف ، آيهء 13 .