تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
مىفرمايد ترازو بياوريد ، سنجش بياوريد . ابتدا نامه حسناتش را با نامه سختىها بسنجيد . بنده من ، چند تا عمل بجا آوردى ؟ خدا ، هزارها سجده كردم ، هزارها ركوع انجام دادم ، كارهاى اخلاصى زياد دارم ، در جبهه‌ها جنگيدم ، كارهاى مختلف . بنده من ، بگذار حسابش كنم . يك ميليون ، دو ميليون چه قدر نامه عمل در شصت سال ، هفتاد سال همه را حساب كردم . من نمىدانم حساب‌ها چه جورى است ؛ كامپيوتر مىآورند ؟ علم ازلى كفايت مىكند ؟ نوشته‌ها را حساب كرده‌اند ؟ همه‌اش را كه هست ، حساب كرده‌اند . اين مقدار نامه حسناتش است . مىفرمايد خداوند : بياوريد نعمت‌هايى هم كه به او داده‌ام ، مقابل اين حسنات . آنها را از حسناتش در كنيد . آنها را هم من داده‌ام . اين همه نعمت كه من داده‌ام ، مىتواند يك حسنه مقابلش ، يك سخنى حسنات را در مىكند . نعمت‌ها را از حسنات ، گاهى حسناتش تمام مىشود ؛ نعمت‌ها باز اضافه مىماند . مىفرمايد : اين اعمال خير تو ، اين هم نعمت‌هايى كه من به تو داده‌ام . ديگر از من كه طلب ندارى ؟ پس بيا براى هر گناهت اقلًا يك شلاق بخور ! گناهانت مانده است ؛ بيا براى گناهانت كيفر ببين . أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ حَرُّهَا لَايُطْفَأ . « 1 » على عليه السلام اشك مىريزد و به من و شما مىگويد : وَ اتَّقُوا نَاراً حَرُّهَا شَدِيدٌ وَ قَعْرُهَا بَعِيدٌ وَ حِلْيَتُهَا حَدِيدٌ وَ شَرَابُهَا صَدِيدٌ . « 2 » مردم بترسيد ، از آتشى كه در آن‌جا قعرش بعيد است و خيلى حفره‌هاى او گود است و لباسى كه مىپوشانند از آن داغ شده است . بترسيد از اين‌ها . از غفلتت انسان متنبه باش . انسان به خدايت سوگند تو را امروز براى آزمايش آورده‌اند . فردا بايد امتحان‌ها را پس بدهى فرزند من مخواب . عن الباقر عليه السلام : قَالَ مُوسَى عليه السلام : يَا رَبِّ أَيُّ عِبَادِكَ أَبْغَضُ إِلَيْكَ ؟ قَالَ : جِيفَةٌ بِاللَّيْلِ بَطَّالٌ بِالنَّهَار ؛ حضرت موسى بن عمران در پيشگاه الهى عرض كرد : پروردگارا ، كدام يك از
هامش
( 1 ) الكافى ، ج 3 ، ص 328 . ( 2 ) نهج البلاغة ، خ 120 .