مىبينند ، اما مشغول خوردن دانهاند و مشغول حركتاند و مشغول حال خودشان هستند .
و اين انسان است گاهى مناظر طبيعى دنيا در انسان اثر نمىكند و از بهيمه پايينتر است . او طبيعتاً توجه ندارد ؛ او درست متوجه نيست ؛ به او عيبى نيست . آن مرغها را نمىشود توبيخ كرد و ملامت : اى بيچارهها چه نشستيد كه يك دقيقه ديگر هم سرتان را مىبرند و آن چنان مقابل آتش بريان مىكنند ؛ اما به انسان خواهند گفت : اى انسانها تو ديدى .
فَكَفَى وَاعِظاً بِمَوْتَى عَايَنْتُمُوهُمْ حُمِلُوا إِلَى قُبُورِهِمْ غَيْرَ رَاكِبين ؛ « 1 »
مرگ گذشتگان براى عبرت شما كافى است ، آنها را به گورشان حمل مىكردند ، بىآن كه بر مركبى سوار باشند .
آيا ديديد مردهها را كه چگونه لباسهايشان را كندند و در ميان كفن گذاشتند ؟
انسان بايد متنبه باشد ، متوجه باشد . عن على عليه السلام :
لَا عِبَادَةَ كَالتَّفَكُّرِ فِى صَنْعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل ؛ « 2 »
هيچ عبادتى همسنگ انديشيدن در صنع خداى بزرگ نيست .
هيچ عبادتى بالاتر از تنبه نيست ؛ هيچ عبادتى بالاتر از تفكر نيست كه انسان را يك دفعه بيدار مىكند و بسا مىشود اين كه در روايت مىبينيد كه :
تَفَكُّرُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِن مِنْ عِبَادَةِ سَبْعِينَ سَنَة . « 3 »
يك انسانى يك ساعت بنشيند و تفكر كند و تنبه پيدا كند و فكر كند ، از نماز و روزه هفتاد سال گاهى برترى پيدا مىكند . تفكر كوك كردن ساعت است ، تنبه كوك شدن است . اين معنا انسان را بيدار مىكند و زنده مىكند . و در روايات در بارهء اين موضوع روايت زيادى وارد شده است و اين مادر حضرت سليمان است كه به وى مىگويد :
بُنَيَّ إِيَّاكَ وَ كَثْرَةَ النَّوْمِ بِاللَّيْلِ فَإِنَّ كَثْرَةَ النَّوْمِ بِاللَّيْلِ تَدَعُ الرَّجُلَ فَقِيراً يَوْمَ الْقِيَامَة ؛ « 4 »
پرهيز كن از خواب بسيار در شب ؛ زيرا خواب بسيار در شب شخص را در قيامت فقير مىدارد .
هامش
( 1 ) نهج البلاغة ، خ 188 .
( 2 ) امالى الطوسى ، ج 1 ، ص 145 .
( 3 ) مصباح الشريعة ، ص 423 .
( 4 ) أمالى الصدوق ، ص 233 .