ديوان حسنات است . يك دفتر بزرگ در دست آقايى است ؛ دفتر كارهاى نيكش است از عقايد و اعمال درس نگاشته شده . دفتر ديگر دفتر گناهانش است . دفتر ديگر دفتر نعمتها است . اما به قدرى اين دفترها با هم اختلاف دارد ؛ يكى دفتر حسناتش را مىآورند و دو تا ورقه ، سه تا سطر توش نوشته شده و بعد دفتر سيئاتش روى هم انباشته شده ، يك كاميون دفتر نامههاى زشت و كارهاى زشت اين انسانى آمده است .
برخى دفتر حسناتش زياد است . به دستش مىگيرد ، به دنيا خطاب مىكند . آنجا زبان آزاد است . در يك وقت زبانها بسته شده ، در يك ساعت :
« لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قَالَ صَوَاباً » ؛ « 1 »
[ مردم ] سخن نگويند ، مگر كسى كه [ خداى ] رحمان به او رخصت دهد ، و سخنراست گويد .
اما گاهى مىگويند : بگوييد ، داد بزنيد ، مطلبتان را به جهان بگوييد . يك وقتى مىبينيد يكى از جا برخاسته ، دفترش را به دست گرفته ، مىگويد اى جهانيان ، اى مردم بياييد ، بياييد و بخوانيد :
« هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِيَهْ * إِنِّى ظَنَنْتُ أَنِّى مُلَاقٍ حِسَابِيَهْ » ؛ « 2 »
گويد : « بياييد و كتابم را بخوانيد . من يقين داشتم كه به حساب خود مىرسم » .
من گمان مىكردم حساب مشكل است ، حساب سخت است ، اين يك ديوان است ، آن هم يك ديوان است . اينجا نكتهاى به حضور دوستان عرضه بدارم . خدا
هامش
( 1 ) سورهء نبأ ، آيهء 38 .
( 2 ) سورهء حاقة ، آيهء 19 - 20 .