استاد ، بهايى مرحوم مىگويد :
عشّاق جمالك احترقوا * فى بحر صفاتك قد غرقوا
اى خداى محبوب دلها ، عاشقان جمالت در عين حال كه در درياى احسانت غوطهورند در آتش محبتت سوختند و آنهايند كه به پروانه ، عشق محبوب و روش سوختن را آموختند .
كم قد أحبّوا كم قد ماتوا * و لهم فى العشق روايات
عدهاى از آنان به لقايت پيوستند و آنچه را كه در همه عمر مىجستند ، يافتند و عدهاى ديگر در انتظارند و از هر دو گروه داستانهاى عشق ، دفاتر محبان را پر كردهاند .
در اخبار چنين آمده كه هنگامى كه يوسف كنعان به جرم پاكدامنى در زندان افتاد ، روش نيكويش عدهاى از زندانيان را جذب كرد و به وى محبت فوق العاده يافتند .
روزى زندانبانش به وى گفت : يوسف من تو را سخت دوست دارم . يوسف سخنى به وى فرمود كه محتوايش اين است : تو اگر مرد عشقى برو و خداى خود را دوستدار كه صفت حب را متعلقى جز او نشايد . و اين محبت غير خدا بود كه مرا بدين حال افكند و من به وسيله عشقى نابجا گرفتار زندانم .
أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى مُوسَى : حَبِّبْنِى إِلَىّ خَلْقِى وَ حَبِّبْ خَلْقِى إِلَىّ ؛
اى موسى ، كارى انجام ده كه محبت من پردههاى هوا و غفلت و جهل را از دلها پس زند و قلوب مردم شيرينى محبت مرا درك كنند و لذت آن را بچشد و آنان را طورى تربيت ده كه مورد علاقه و محبت من شوند .
امام صادق فرمودند :
الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّه ؛
دل آدمى حريم خداست ، غير خدا را در حريم خدا جاى مده .