( 39 )
39 . اخلاق در اسلام
امر پنجم : بذر صفات در نهاد انسان
مرحوم نراقى در رابطه با صفات و ملكات چنين گفته است :
كلّ نفس فى بدء الخلقة خالية عن الملكات بأسرها ، و إنّما تتحقّق كلّ ملكة بتكرر الأفاعيل و الآثار الخاصّة به . . . فالنفوس الإنسانية فى أوائل الفطرة كصحائف خالية من النقوش والصور تقبل كلّ خلق بسهولة ، كالحديد القريب من النار ؛
روان انسانها در ابتداى خلقت و در كودكى از همه ملكات فاضله و رذيله خالى است و در اثر تكرار اعمالى كه از او سر مىزند كه طبعاً هر عملى داراى آثار مخصوص به خود است ، ملكات در نفس انسان تحقق مىيابد ، نفس انسان در ابتدا خلقت مانند كاغذ سفيدى است كه هيچ نقش و صورتى در آن ترسيم نشده است . از اين رو ، به وسيله كارهايى كه طفل انجام مىدهد و تربيتى كه در آن قرار مىگيرد . صفات را مىپذيرد ، همانند آهنى كه نزديك آتش قرار گرفته حرارت را به خود جذب مىنمايد .
اين سخن مرحوم نراقى است ، ولى ما در اين كه به طور كلى روان انسانى در ابتداى امر از همه صفات خالى باشد ، ترديد داريم ، بلكه - همان گونه كه در علوم جديد نيز مطرح شده است - صفات انسانى اگر همه آنها نباشد ، لا اقل مقدار زيادى از آنها موروثى است و در طينت و نهاد انسانى از اول به صورت استعداد وجود دارد ،