اسلامى موجود است . منتهى به شكل يك علم مستقل تدوين شده و منسجم و متشكل نيست ، مواد موجود است .
استخراج علوم
در اين زمينه علماى اسلام از سده دوم ، بلكه پيش از آن شروع كردند به استخراج علوم متنوع از ميان منابع ، و تدوين و انسجام دادن و شكل خاص دادن به آن ، كه از جمله آن علومى كه علماى اسلام زحمت كشيدهاند و از ميان منابع اوليه استخراج كردهاند و به صورت علمى مستقل در آوردهاند ، علم اخلاق است كه فعلًا مورد بحث ماست . پس علم اخلاق از جمله علومى است كه از منابع اسلامى دريافت شده ، استنباط شده ، استخراج شده ، به آن شكل داده شده . و در اين باره كتابهاى متنوعى هم نوشته شده است ؛ همانطور كه روى همين زحمات علما ، علم كلام ، علم تفسير ، علم اصول فقه و . . . استخراج شده است .
اختلاف علوم
براى توضيح در اينجا لازم است نكتهاى به عنوان مقدمه گفته شود . اختلاف علوم و تمايز آنها از همديگر بحثى است كه در كتب منطق و در كتابهاى اصول فقه مطرح شده است ، و آن اين كه تمايز و جدايى علوم به اختلاف و جدايى موضوع هر علم است . يا به عقيدهء برخى ، تمايز علمها و جدايى علمها از يكديگر به وسيله تمايز اغراض علوم است ، يا ممكن است بگوييم كه هر دو . بنا بر اين ، علم اخلاق هم به وسيلهء موضوع يا غرض از علوم ديگر جدا مىشود . علم طب مثلًا يك علمى است كه موضوعش عبارت از بدن انسان است ، جسد انسان است و در اطراف آن بحث مىشود كه آيا سلامتى جسد چه جورى است ، چگونگى سلامت بدن و تن ، كيفيت سلامت بدن ، معناى سلامت بدن چيست ؟ و مريضى او ، بيمارى او ، چگونگى بيمارى او ، مسائلى است كه در آنجا بحث مىشود . و اين كه چگونه مىشود بدن ناسالم را سالم كرد و امراض بدن چه قدر است و كيفيت بروز اين مرض در بدن چگونه است و