تمام اينها را انداخته است . آنجاست كه خداوند اين فرد را :
« لَا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ » ؛
دلهره بزرگ ، آنان را غمگين نمىكند و فرشتگان از آنها استقبال مىكنند .
تنبه و تفكر
يكى از بهترين صفتها تنبه است :
كَانَ أَكْثَرُ عِبَادَةِ أَبِى ذَرٍّ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ خَصْلَتَيْنِ التَّفَكُّرَ وَ الِاعْتِبَار .
بهترين عبادتها و مهمترين عبادتهاى اين مرد بزرگ ، اين شاگرد ممتاز مدرسه اسلام و مكتب على و پيامبر بزرگ و اهلبيت عليهم السلام اين بود : « التفكّر » . گاهگاهى خيلى لازم است فكر كنيم كه من چه كم دارم ، چه كمالى دارم ؟ اگر كمالى هست ، سجده كن ، تشكر كن و بخواه كه افزوده شود ، و اگر نقص است ، از همان اول شروع به رفعش كن .
در روايات دارد حضرت عيسى ، اين پيامبر عظيم ، و اين زاهد و عابد زمان ، « وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً » ، آن چنان از اين جهان اعراض كرده و بىرغبت ، چراغى نخريد اين مرد . حالا نمىدانم اين زاهد براى ما ، در جوّ ما ممكن است ، يا مطلوب است يا نه ، كار ندارم ؛ اما جوّش اقتضا مىكرد . چراغى نخريد ، نور ماه بس است . نانى نخريد ، كه علفهاى صحرا كافى است . چهار پايى نخريد ، كه پا دارد ، و خانهاى درست نكرد ، كه سايه ديوار كافى است . و زنى نگرفت و حصور بود ، چرا ؟ شايد براى اين بود كه :
عيسى ، تو در يك عصرى واقع شدى كه برنامههاى يك بعدى دين حضرت موسى كه بنى اسراييل را به جنگ و كشورگشايى و غلبه و سلطه مهيا كرده بود ، و بنى اسراييل روى اين بعد واحد دينى حضرت موسى ، همه به سراغ تسلط و سلطه و كشورگشايى و دنيا رفته بودند . بايد برنامه زهد بچينى ، بايد اغلب برنامهء دينت زهد باشد ، و دينت ، دين زهد باشد . و در نتيجه ، چون هر گوينده بايد به گفتار خودش عامل باشد كه اين