تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
حضرت عيسى به مجتمعى رسيد ، ديد همه مرده‌اند ( يك اجتماعى ، ده بود ، شهر بود ، قريه بود ) نگاهى كرد ، ديد همه افتاده‌اند توى خيابان‌ها و كوچه‌ها مرده‌اند . گفت اين‌ها عذابى بر ايشان نازل شده كه مرده‌اند و اگر تدريجى بود ، همديگر را دفن مىكردند . ايستاد در جايى ، با آن نفس مسيحايى كه داشت گفت : يَا أَهْلَ الْقَرْيَةِ . . . مَا حَالُكُمْ وَ مَا قِصَّتُكُم ؟ چه شده كه چنين مرده‌ايد ؟ يك نفر از ميان آنها كه بهترين آنها بود - ظاهراً - جواب داد : عِبَادَةُ الطَّاغُوتِ وَ حُبُّ الدُّنْيَا مَعَ خَوْفٍ قَلِيلٍ وَ أَمَلٍ بَعِيدٍ وَ غَفْلَةٍ فِى لَهْوٍ وَ لَعِبٍ ؛ عبادت ما اين بود كه به طاغوت‌ها سر فرود مىآورديم ، و در دست آنها رام بوديم . اين‌ها در ما بود . شكر مىكنيم خداوند را كه اين توفيق را به ما داده است كه الان مىتوانيم بگوييم : لا نعبد الطّاغوت .

وظيفه‌شناسى

ما الان ديگر پيرو طاغوت نيستيم و تسليم در برابر طاغوت نيستيم . و اين بزرگ‌ترين نعمتى است كه پروردگار به ما داده است . و اين را بدانيد دوستان عزيز كه در اين انقلاب خداوند نعمت‌هايى به ما داده است كه تاريخ تا حال نشان نداده . اين را بدانيد كه تاريخ نشان نداده كه بر يك اجتماع 35 ميليونى يك چنين نعمتى را خدا داده باشد ؛ چه در عصر نوح ، ابراهيم ، اسماعيل ، موسى و عيسى و خود پيامبر و على بن ابىطالب ، در هيچ عصرى يك چنين اجتماعى با يك چنين نيرو و قدرت الهى كه طاغوت‌ها را عقب بزنند و بتوانند اسلام راستين را پياده كنند ، و تا اين اندازه كه ما هستيم هيچ اجتماعى موفق نشده ، اگر بوده در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در يك شعاع بسيار كوتاه ، در يك زمان بسيار محدود بود .