يك تيمى دور او را مىگيرند و مىآيند .
« وَ جَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَهَا سَائِقٌ وَ شَهِيدٌ » .
يكى از عقب او را مىراند به جلو ، و يكى هم همراهش ، كه شهادت بر جنايتها و خيانتهاى او بدهد ؛ مربوط به كفار است اين . « لَقَدْ كُنْتَ » قايل نيست ، معلوم نيست در آيه خطابى است از اللَّه ، از فرشتگان ، از انبيا ، از متصديان كار و صاحبان محكمه و دادگاه الهى :
« لَقَدْ كُنْتَ فِى غَفْلَةٍ » .
حال تو غفلت داشتى « كُنْتَ فِى غَفْلَةٍ مِنْ هذَا » . بنگر چه زمينى است و چه آسمانى .
پس چه صحنهاى است كه الان همه چشمها ناظر حال تو هستند :
« لَقَدْ كُنْتَ فِى غَفْلَةٍ مِنْ هذَا » .
يك چنين وضعى و زمانى و مكانى و خصوصياتى « فكشفنا » آن غفلت را از امروز بر مىداريم . پس از مرگ تمام زبانها بر مىگردد به يك زبان و تمام افكار روشن مىشود و همه آنها - كه وارد محشر مىشوند - حقايق معارف ، درك اين خصوصيات ، تمامش در نظر او آفتابى است . و از اين رو ، يكى از رنجهاى مهم و حسرتهاى بزرگ اهل محشر اين است كه درك مىكنند كه چه جنايتى كردهاند در دنيا ؛ مىفهمند كه چه خيانتى و براى اللَّه مخالفت كردهاند ؛ مثل اين كه - نعوذ باللَّه - يك پيامبر اولوا العزم يك گناه كبيره انجام دهد ، پيش چشم همه مردم . اين چقدر رنج مىبرد از اين كه چرا چنين شده . هر انسانى روز قيامت آن چنان آگاه خواهد شد و عمده رنج او توجه اوست و رفع غفلت اوست ، درك عظمت جنايت اوست ، كه بالاتر از جهنم براى او عذاب است .
حال پرده را برداشتيم :
« فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ » .
در اين صحنه فكر به همه جا مىرسد و از قضا گوشش آن چنان شنواست كه ميلياردها نفوس در آنجا هستند ، يكى صحبت مىكند و محاكمه شود ، همه مىشنوند
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 412
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤١٢