نيازمندى ؟ ما خانهاى داريم كه از واردين پذيرايى مىكنيم و خدمتى مىتوانيم انجام بدهيم ، بفرماييد در منزل ما ساكن شويد و بمانيد و نيازتان را بگوييد . اگر ضرورى است ، ما آن را بر طرف مىكنيم . در مقابل اين فحشها ، اين جوابها ؟
أدّبنى ربّى أربعين سنة ، ثمّ قال :
« وَ إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ » ؛
خدايم چهل سال مرا در مدرسه انسانيت درس انسانيت آموخت . آن گاه مدال افتخار خُلق عظيم را عنايتم فرمود .
اين مطلبى است ، اما با وجود قدرت و نيرو از حق شخصى گذشتن و به هدف خدمت كردن و مصالح شخصى را قربانى مصالح اجتماعى كردن ، هدفهاى شخصى را ، منافع شخصى را فداى آرمان و هدف عظيم اسلامى كردن مطلب ديگرى است ، اين دوتا با هم اشتباه نشود ، فرق دارد . گاهى لازم است انسان از مصالح شخصى بگذرد ، به ضرر شخصى ، به كتك شخصى ، حاضر بشود تا هدفش را پيروز كند ، تا اسلامش را پيروز كند . اين است انسان بزرگ ، امام حسن اين جمله را در برابر صحبتش مىگويد .
او يك فكرى مىكند ؛ من آدمى غريب ، در اين شهرستان ، تازه وارد ، اين هم فرزند على بن ابى طالب مىتواند با من همين جا يك عكس العمل حادى نشان بدهد و نداد .
پس معلوم مىشود يك مردى است بزرگ ، يك شخصيتى است عظيم ؛ چرا در مقابل يك انسان بزرگى عناد بورزم ؟ نزديكتر بروم ، درست بفهمم ، از اخلاق و آدابش مطلع بشود ؛ اگر صحيح است بپذيرم و نه اين كه عناد بورزم . نزديك شد ، در پيشش ماند ، از اخلاقش استفاده كرد . اين اشتباه بوده كه به او رساندهاند ، اين خاندان ، خاندان عظيمى است .
آرى ، اخلاق شما بايد از اين اخلاق سرچشمه بگيرد ؛ دانش شما ، از دانش اهلبيت ، روش شما از روش پيامبر و على و حسن و حسين و شجاعت شما از شجاعت اين خانواده بايد سرچشمه بگيرد . مزاحمتان شدم ، اميد است ان شاء اللَّه كه در خصوص اين نبرد پيروز باشيد .
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 409
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٠٩