اسلام نقل مىكند كه در سفينة البحار در كلمهء « قلب » نيز آمده است :
أَنَّ لِلَّهِ - عَزَّ وَ جَلَّ - فِى عِبَادِهِ آنِيَةٌ وَ هِيَ الْقَلْبُ ، فَأَحَبُّهَا إِلَيْهِ أَصْفَاهَا وَ أَصْلَبُهَا وَ أَرَقُّهَا ؛
خداوند در روى زمين به عدد همه افراد بشر ظروفى دارد كه عبارت از قلوب آنان است . و بهترين قلوب نزد خداوند آنهايى است كه داراى چنين صفاتى باشد : 1 . صاف و بى آلايش باشد ؛ 2 . رفيق و رئوف باشد ؛ 3 . ( در برابر دشمنان خدا ) سخت و نفوذناپذير باشد .
دلهاى خويش را پاك كنيد و از آلايشهاى دنيوى شست و شو دهيد . قلوب افراد بشر همچون لوح صاف و سفيدى است كه از عوامل متعددى همچون محيط و والدين و دوستان و . . . تأثير مىپذيرد . على عليه السلام در روايتى مىفرمايد :
إِنَّ قُلُوبَ الْجُهَّالِ تَسْتَفِزُّهَا الْأَطْمَاع ؛
قلوب جهال و نادانان را طمعهاى دنيوى از جا مىكند و حركت مىدهد .
اين سخن گهربار از آيهء شريفه قرآن كريم اقتباس شده است كه خداوند مىفرمايد :
« وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ » ؛
اى شيطان ، برو و مردم را با صداى خويش به حركت درآور .
هنگامى كه شبانى گوسفندان خويش را پس از مدتى آرميدن در زير درختها و كنار جوىها با صداى مهيبى از جا بلند مىكند ، به آن صداى بلند و سهمناك « استفزاز » مىگويند . شيطان اين گونه دلهاى انسان را بر مىانگيزد و به سوى هواهاى نفسانى گرايش مىدهد .
چه خوب است كه گاهى انسان بنشيند و در احوال نفس خويش بينديشد و با خود بگويد ، آنچه آن شاعر خوش ذوق گفته است :
خدايا ز خوانى كه از بهر خاصان * تو چيدى نصيب من بينوا كو