راست بگويند ، تو هلاك شدهاى و اگر تو راست بگويى ، اينان با تو مساوى هستند ؛ يعنى چنان كه اينان مىگويند ، پس از مرگ حياتى جاودانى وجود داشته و آخرت و معاد و بهشت و جهنمى در كار باشد ، شما هلاك شدهايد ؛ زيرا بر اثر بى اعتقادى به اين امور خود را مستوجب عقاب پروردگار نمودهايد . اما چنان كه شما مىگوييد ، اين جهان پوچ و بى هدف باشد ، ما و شما با يكديگر تفاوتى نداريم ؛ زيرا در اين ميان ما چيزى را از دست ندادهايم .
ابن ابى العوجا - كه با ترديد به اين گونه تعاليم مىنگرد - سؤال مىكند : اگر سخنان شما حقيقت دارد و در پس اين پرده موجود مقتدرى است كه در تمام جزئيات عالم تصرف مىكند و همه امور به اراده نام او انجام مىپذيرد ، پس چرا او خود به ميان بندگان خويش نمىآيد و خود را از خلق پنهان مىسازد ؟
امام صادق عليه السلام به محض شنيدن اين جملات ، چنان فصيح و بليغ سخن مىگويد و پروردگار خويش را توصيف مىكند كه ابن ابى العوجا طاقت شنيدن آن را از دست داده و بر مىخيزد و مجلس را ترك مىكند و در بيان علت اين مطلب چنين اظهار مىدارد : ترسيدم اگر بيشتر بنشينم ، موجودى كه از او آن سخن مىگويد ، در جلوى ديدگانم ظاهر شود .
آن گاه كه به نزد ابن مقفع باز مىگردد و مىگويد : اگر در دنيا يك جسد متروّح و يا يك روح متجسّد وجود داشته باشد ، همين انسان است .
از آل اللَّه كه بگذريم ، استمرار راه پيشوايان دين به وسيلهء دانشمندان وارستهاى است كه اسلام به وجود آنان افتخار مىكند .
يكى از اين اسطورههاى علم و تقوا مرحوم قاضى است . قدرت روحى و مواعظ اخلاقى ايشان به حدى نافذ بود كه بسيارى از افراد را منقلب مىساخت . حتى نقل مىكنند يكى از طلابى كه در درس اخلاق خصوصى ايشان شركت كرده بود ، چنان از خود بىخود شده بود كه در كوچههاى نجف حركت مىكرد و بىاختيار اشك مىريخت و قادر به كنترل خويش نبود .
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 334
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٣٤