پس پردهء امكان انكار كنند ؛ اما هنگامى كه نوبت به درس آقاى مطهرى مىرسد ، كلاس حال و هواى ديگرى پيدا مىكند ، افكار دانشجويان با سخنان او استقامت مىيابد . و دريچهء ارتباط با خدا بر روى آنان گشوده مىشود .
ارتباط با خدا آدمى را به نهايت درجهء عظمت و بزرگى مىرساند و به درجات عالى انسانيت رهنمون مىسازد . براى تبيين سخن خويش به يك جريان تاريخى اشاره مىكنم :
ابن مقفّع و ابن ابى العوجا - كه از مشاهير ماديون و ضد الهيون عصر امام باقر و صادق عليهما السلام بودند - در داخل مسجد الحرام با يكديگر گفت و گو مىكردند . ابن مقفع خطاب به ابن ابى العوجا مىگويد : اين مردم را مىبينى كه چگونه به گرد آن خانه مىچرخند ، عدهاى نماز مىگذارند ، عدهاى دعا مىكنند ، و عدهاى مىگريند و زير لب زمزمه مىكنند ؟ من به هيچ يك از ايشان نام انسان اطلاق نمىكنم . تمامى آنان نزد من همچون بهايمى هم رديف حيوانات ، به شمار مىآيند ، اما من تنها به يك نفر از ايشان ارادت دارم و مىتوانم بگويم كه او انسان كامل است .
ابن مقفّع در حالى كه اين سخنان را مىگفت ، به امام صادق عليه السلام اشاره كرد كه در ميان اصحاب خود نشسته بودند و به سؤالهاى آنان پاسخ مىدادند .
ابن ابى العوجا سؤال مىكند : به چه دليل همهء اينان را بهايم و آن يكى را انسان كامل مىدانى ؟ پاسخ مىدهد :
لانّى رأيت عنده ما لم أرى عند غيره ؛
من در نزد او چيزهايى يافتهام كه در نزد هيچ كس نيافتم .
ابن ابى العوجا - كه از سخنان هم كيش خود به وجد آمده - مىگويد : من مىخواهم او را امتحان كنم . ابن مقفع مىگويد : برو لكن افسار خود را سست مگير كه ناگهان شتروار بر زانوانت بندها مىبندد ؛ آن چنان كه نتوانى تكان بخورى . ابن ابى العوجا خدمت امام صادق عليه السلام مىرود و مىنشيند تا اطراف حضرت خلوت شود . آن گاه امام خطاب به او مىفرمايد : چنان كه اين افرادى كه طواف مىكنند و حج به جا مىآورند ،
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 333
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٣٣