تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
عزت صلابت نفس است ؛ به گونه‌اى كه مانع چيرگى ديگران بر او گردد . گاهى از زمين نيز « ارض عزاز » و با « ارض عزيزه » تعبير مىشود ؛ يعنى زمين بسيار محكمى كه باران در آن اثر نمىكند و بيل و كلنگ نيز در آن مؤثر نيست . اين مفهوم عزت است ، و انسانى مىتواند عزيز باشد كه از روحى قوى و عزمى استوار برخوردار باشد . ما به مكتبى نيازمنديم كه چنين روحيه‌اى را به ما ارزانى دارد و در نتيجه ، عزيز و نيرومند شويم تا بتوانيم در برابر دشمنان اسلام بايستيم و بر آنان چيره و غالب شويم . كدامين كلاس است كه ما بتوانيم چنين روحيه‌اى را در آن كسب نموده و درس صلابت روح و نيرومندى قلب و كمال انسانيت بياموزيم ؟ و كدامين استاد است كه بتواند چنين درسى به شاگردان خويش بياموزد و از آنان انسان‌هايى كامل بسازد ؟ چنين مكتبى ، مكتب رسول اللَّه ، و چنين استادانى ، اهل بيت عصمت و طهارت - سلام اللَّه عليهم اجمعين - و خاصان درگاه آنان هستند . ابو العلاى معرّى - كه از فحول علما و ادباى عرب است و در عين نابينايى از اعجوبه‌هاى جهان به شمار مىآيد - روزى به محضر سيد مرتضى قدس سره رسيد . هنگام ورود ، بى اختيار ، پاى خود را روى پاى كسى نهاد . آن شخص - كه از اعراب متكبّر بود - با ناراحتى و پرخاش گفت : من هذا الكلب ؛ كدامين سگ بود كه اين چنين پايم را لگدمال كرد ؟ ابو العلاى معرى بلافاصله پاسخ داد : الكلب من لا يعرف للكلب ستّين لفظاً ؛ سگ آن كسى است كه براى لفظ « كلب » شصت تعبير نشناسد . آن گاه تمامى اين تعابير را از اول تا آخر برشمرد . اين اديب بزرگ چند صباحى محضر سيد مرتضى قدس سره را درك كرد ، و آن گاه كه از آن محضر پر فيض خارج شد ، از او پرسيدند : ابو العلا ، محضر اين سيد عظيم الشأن و اين عالم فرزانه را چگونه ديدى ؟