بيان گناهان صغيره نيز مىگويند كه اصرار بر اين سنخ گناهان نيز آدمى را از عدالت ساقط مىكند ؛ اما در منطق حضرت على عليه السلام نكتهاى بالاتر و والاتر وجود دارد كه حضرت ضمن اين حديث به آن اشاره مىفرمايد :
أَعْظَمُ الذُّنُوبِ ذَنْبٌ صَغُرَ عِنْدَ صَاحِبِهِ ؛
بزرگترين گناه ، گناهى است كه انسان آن را كوچك پنداشته و بى اعتنا از كنار آن بگذرد .
يكى از مهمترين امراض روحى انسان ، كوچك شمردن گناه است . از اين رو ، در روايت وارد شده كه اگر مؤمن گناهىانجام دهد ، آن را همچون كوهى عظيم مىپندارد كه مىخواهد بهروى او ساقط شود و پيوسته ناراحت است تا از اين حالت بيرون آيد و اين خود نشانه مراقبت نفس و توجه به حق است .
امام زين العابدين عليه السلام در اوايل دعاى مكارم الاخلاق چنين مىفرمايد :
وَ عَمِّرْنِى مَا كَانَ عُمُرِى بِذْلَةً فِى طَاعَتِك ؛
خداوندا ، مرا عمرى بده تا آن را در راه تو مصرف كنم .
اين جسم و بدنِ من « بذله » در طاعت تو باشد . بذله را به لباس كار تعبير مىكنند ؛ يعنى حضرت مىخواهد بفرمايد بدن من لباس كار تو باشد ؛ لباس كار كارمندى كه پيوسته در دستگاه تو كار مىكند .
مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى ، اين پير مريض فرتوت - كه همه عمر خويش را در راه حق مصرف كرده - آن گاه كه به كتابخانه مىرفت ، كتب گوناگون را برداشته استنساخ مىنمود و حاشيه مىنوشت و آن گاه كه نياز به استراحت داشت ، عباى خويش را زير سرش مىگذاشت و مىخوابيد . كسى كه اين استراحت اوست ، همه وجودش « بذله فى طاعة اللَّه » گرديده و لباس كار خدا شده است .
حضرت سجاد آن گاه مىفرمايد :
فَإِذَا كَانَ عُمُرِى مَرْتَعاً لِلشَّيْطَانِ فَاقْبِضْنِى إِلَيْكَ قَبْلَ أَنْ يَسْبِقَ مَقْتُكَ إِلَيَّ ، أَوْ
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 312
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣١٢