تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
آن مكان مقدس دارالشفاست و مقلب القلوب است و چنان كه انسان قابليت داشته و خود را ضايع نكرده باشد ، مىتواند دل را راهى آن‌جا كند . نياز به سفر نيست . شما مىتوانيد روح خويش را پرواز دهيد و در هر كجا كه هستيد بگوييد : أَشْهَدُ أَنَّكَ تَشهَدُ مَقامى وَتَسْمَعُ كَلامِي وَ تَرُدُّ سَلامي . حوزه‌هاى علميه دار الشفاهاى ديگرى هستند كه مىتوانند انقلاب قلوب ايجاد كنند ؛ آن‌جا كه از صبح تا غروب ، تمامى گويندگان و محصلين و طلاب و مدرسين سخن از دين و شريعت مىگويند و نداى قال الصادق و قال الباقر در آن‌جا برپاست . اگر چنان كه گناه در ذائقه ما شيرين و عبادت در ذائقه‌مان تلخ است ، متأسفانه بيماريم و بايد درصدد معالجه خويش برآييم . بعضى گمان مىكنند كه تنها انبيا و ائمه عليهم السلام خليفة اللَّه هستند و ساير انسان‌ها از رسيدن به مقام خليفة اللهى محروم‌اند . خير ، اين گونه نيست . همين روحى كه مورد بحث ماست ، خليفة اللَّه است و اصولًا خداوند بشر را نيافريد ، مگر اين كه خليفة اللَّه شود : « إِنِّى جَاعِلٌ فِى الْأَرْضِ خَلِيفَةً » . انسان‌ها همه خليفه اللَّه هستند ، لكن خلافت به دو گونه است : « خلافة التشريعية و خلافة التكوينية » . خلافت تكوينى خداوند از آنِ كسانى است كه ايمان به خدا و تقوا دارند و به اصول و فروع دين و ارزش‌هاى الهى پابند و معتقدند . چنين افرادى خلفاى تكوينى خدا بر روى زمين هستند . البته خلافت تكوينى از شرايط خلافت تشريعى است و آن خلافتى است كه از جانب خدا به كسى تفويض شده باشد . كسى كه قدرت اراده يك شهر را نداشته باشد ، مقام فرماندارى و استاندارى به او نمىدهند . براى خلافت تشريعى لياقت ذاتى لازم